![]() |
![]() |
|
| روش های شاد زندگی کردن وطرز تفکر صحیح در زندگی |
|
خب تا الان با هم دو قسمت از پست نزدیکی به خداوند رو گذروندیم که این دو قسمت مربوط به خود ما بود یابه عبارتی بین هر شخص و خداوند بود و به کسی کاری نداشتیم..."مگه افراددیگه تونزدیکی ما به خدا موثر دارن؟؟؟؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 تیر1387ساعت 12:42 PM توسط بهراد |
|
|
توی پست قبل یه مقدار راجع به نزدیکی به خداوند صحبت کردم و گفتم یکی از مهمترین کارایی که ما حتما باید انجام بدیم سپاس گزاری از نعمت های بیکران پروردگاره.خب این اولین و مهم ترین گام برای تحقق این هدفه.یعنی ما می تونیم این کار رو در خلال صحبت هایی که هر چند وقت یه بار با خدا داریم انجام بدیم و در شروع صحبت واقعا به یاد بیاریم که چه نعمت هایی داریم. بازم میگم واقعا و از ته قلبتون این کار رو بکنید می دونید ،صحبت با خدا جون نباید یه حالت ماشینی و یه روند ثابت داشته باشه درسته که ما همیشه اول حرفامون خدا جون رو سپاس میگیم ولی همون نحوه گفتنمون هم فرق میکنه،اخبار که نمیخوایم بگیم که از رو یه متن بخونیم.این خدا است. ما دوست داریم باهاش یه دوست صمیمی باشیم دوست داریم باهاش راحت حرفمون رو بزنیم پس نیاز نیست به خودمون سختی بدیم و کلمات قلمبه سلمبه بگیم.."ای خداوند بزرگ ای جل و جلاله بر ما نظری فکن و ما را از بار نگاه خود مستفیز بگردان تا هر گاه به بارگاه تو گام می نهیم از دریچه رحمت بیکران خود به ما فیض رسانی و...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 31 فروردین1387ساعت 9:58 PM توسط بهراد |
|
|
بفتراك جفا پري رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند بفتراك جفا دلها چو بربندند بربندند ززلف عنبرين جانها چوبگشايند بفشانند به عمري يكنفس با ما چو بنشنند برخيزند نهال شوق در خاطر چو برخيزند بنشانند سرشك گوشه گيران را چو در يابند در يابند رخ مهر از سحر خيزان نگردانند اگر دانند دواي درد عاشق را كسي كو سهل پندارد زفكر انان كه در تدبير درمانند،درمانند چو منصور از مراد انان كه بردارند بردارند بدين درگاه حافظ را چو ميخوانند ميرانند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 فروردین1387ساعت 10:5 AM توسط فرزاد |
|
|
سلام به همه دوستای عزیزم.واقعا ممنون از این که همیشه همراه ما هستید. مطلب امروز رو تا حالا زیاد در موردش صحبت نکردم.موضوع بسیار مهمی هم هست که باید توی زندگی همه ماها یه بخش بزرگی رو به خودش اختصاص بده.خب حتما شنیدید که بزرگترین نعمتی که نصیب اهل بهشت میشه نزدیکی به خداوند و خشنودی اوست.ولی فقط این رو در حد حرف شنیدیم چون نرفتیم اون ور که ببینیم چه خبره!! حالا من این رو میخوام بگم که این مطلب فقط مختص بهشت نیست توی همین دنیای خودمون هم خیلی راحت می تونیم این موضوع رو درک کنیم.اصلا به نظرمن نیمی از بهشت و جهنم توی همین دنیاست.تا حالا شده خیلی از خودت احساس رضایت کنی؟ تا حالا شده که این قدر خوشحال باشی که دلت بخواد هی داد بزنی خدایا شکرت ؟؟ یا برعکس تا حالا شده احساس خیلی بدی داشته باشی یا روت نشه که با خداجون صحبت کنی؟؟؟ اینا تقریبا همون چیزیه که من گفتم. البته یه نکته رو هم بگم این احساس بد که عرض گردیدحالت خاص داره لطفا این رو جدا ازغم و افسردگی و از این جور مسائل بدونید... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 اسفند1386ساعت 1:50 PM توسط بهراد |
|
|
توی مساله بیماری و طرز فکر ،اصلا بحث گول زدن نیست حواستون باشه خیلی ها به خاطر همین که میگن این حرفا و تلقین ها الکیه و گول زدن خود آدمه از خیلی مسائل زیبا بی بهره میشن، هی میگه: من دارم واقعیت رو میگم خب وقتی گلوم داره از درد بیچارم میکنه یا سرم داره تو تب میسوزه، نمیتونم چشمم رو ببندم بگم حالم خوبه، میتونم بله میتونی چرا که نه؟با همین فکر کم کم خوب میشی. انسان هر کاری میتونه انجام بده امتحان کنید، مثلا طرف یه جا بیرون رفته حالا داره سوز میاد به جای اینکه هی بگه (صدایی که وقتی سردمونه در میاریم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 11:40 PM توسط بهراد |
|
|
همون طور که میدونید و قبول دارید سلامتی بزرگترین نعمتی هست که خداوند بهمون بخشیده. ولی درکنار سلامتی ،بیماری هم وجود داره میشه چند تا دلیل براش گفت که به نظر من و خیلی ها مهمترینش اینه که آدم قدر سلامتیش رو بدونه چون خیلی با ارزشه، بهتر از هرچیزی( پول ،غذا، علم،...)یا یه دلیله دیگه این که بیماری میتونه سزای دنیوی یه کار بدی باشه که کردیم که با این بیماری پاک میشه و خیلی علت های دیگه که شاید ما نمیدونیم ولی وجود داره. پس میشه فهمید که با این دید بیماری هم برای آدم درسه و فایده داره.یادتون باشه ممکنه بیماری هر علتی داشته باشه فقط توی همین دو موردی که گفتم دنبال دلیل نگردید!!!! سلامتی جسم بازتاب سلامت روحی آدماست.یعنی ممکنه آدم روحش آزرده و ناراحت باشه و این در قالب بیماری جسمی نمود پیدا کنه،این خیلی مهمه، خیلی از بیماری های سخت جسمی ناشی از همین فکرای آدم و فشارای عصبی و بیخودی که به خودش میاره هستن...ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 دی1386ساعت 2:21 PM توسط بهراد |
|
|
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن از دوستان جانی مشکل توان بریدن خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ وان جا به نیکنامی پیراهنی دریدن گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار کاخر ملول گردی از دست لب گزیدن فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی یا رب به یادش آور درویش پروریدن |
|
+ نوشته شده در
جمعه 23 آذر1386ساعت 2:20 AM توسط فرزاد |
|
|
قبل از هر چیز مراتب معذرت خواهی رو از جانب خودم و فرزاد به سمع و نظر همه دوستان عزیزم میرسونم. یکم دیر شده ولی راستش رو بخواید همچین یه مقدار، نه خیلی مقدار، تو کوچه پس کوچه های درس و دانشگاه دور خودمون دوران میکنیم. قصد ندارم توجیه الکی کنم یا درس رو بهونه کنم صادقانه میگم.خیر سرمون سال آخریم اگه پامون بلغزه تازه پایان نامه هم سلام میرسونه و التماس دعا داره(هنوز هیچ کاری براش نکردم راستی اینم بگم شاید بعضی ها فکر کردن ما دیگه بی خیال وب شدیم،باید اینم عرض کنم که خیر این طور نیست ما شور وحرارتمون سر جاش هست،باور کنید چند وقته میخوام این حرفا رو بگم ولی یا یادم میره یا نمیرسم یا هر دلیلِ دیگه... کار نداریم به هر حال جور شد.میدونم توی این مدت همتون خیلی بهمون لطف داشتید و بهمون سر میزدید (با این که ما مطلب جدید آپ نکردیم) به خاطر همین واقعا ازتون تشکر میکنیم البته میدونم این مطالب براتون نون و آب نمیشه ولی خب میتونه باعث بشه که نبودمون رو ببخشید ،تازه یه دست گرمی شد واسه این که دوباره شروع به نوشتن کنم. ایشالا سعی میکنیم یه مقدار زودتر آپ کنیم تا جواب محبت عزیزانی که بهمون سر میزنن رو بدیم. 1. تو همان طور زندگی میکنی که فکر میکنی 2. باور کن تا ببینی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 آذر1386ساعت 10:27 PM توسط بهراد |
|
|
پیش از این بعضی از دوستان من رو متهم به ناسیونالیست بودن کردن بعضی دیگه هم گفتن که من اینتر ناسیونالیستم که با توجه به معنی این دو تا واژه یه جورایی با هم تناقض داره. خواستم قبل از اینکه این مشکل اینجا هم بوجود بیاد این مسئله رو توضیح بدم. راستش رو بخواین من هم ناسیونالیستم هم اینتر ناسیونالیست.حالا چه جوری خوب می گم.من معتقدم تمام انسانها از هر نقطه این گیتی پهناور و با هر رنگ و شکل و فرهنگی قابل احترام هستن چون در درجه اول انسانند و به حکم انسان بودنشون قابلیت رسیدن به بالاترین درجات انسانی رو دارند. و هر فرهنگ و آداب رسومی در هر جای دنیا دارای نکات مثبت و منفی خاص خودشه. از همین نظر قابل ارزش و احترام. من هم مثل اجدادم و همون طور که در تخت جمشید هم می بینیم به گفتگو و ارتباط بین تمام فرهنگها و تمدنها معتقدم. من اعتقاد دارم که ما باید با تمام فرهنگها در ارتباط باشیم و نکات مثبت فرهنگشون رو از اونها یاد بگیریم. همونطور که من نظم و انضباط رو از فرهنگ شرق آموختم. ولی باور دارم که فرهنگ و تمدن ما جزء بزرگترین و غنی ترین فرهنگهای تاریخ بشریته. و از هر نظر کامل و جامع. اگر ما می خوایم در این ارتباط و مواجه با فرهنگهای دیگه دچار خود باختگی و بیگانه زدگی نشیم بهترین راه اینکه اول از همه فرهنگ و تاریخ و هویت واقعی خودمون رو بشناسیم. و ببنیم واقعا چه فرهنگ ارزشمندی داریم تا اینکه بجای اینکه دچار خودباختگی بشیم، بتونیم بر روی دیگران تاثیر گذار باشیم و دیگران رو هم با فرهنگ خودمون آشنا کنیم. من باور دارم فرهنگ ما بقدری غنی است که می تونه به تنهایی ما رو به سعادت ونیک بختی رهنمون بشه و راه درست زندگی رو به نشون بده. دوستان عزیز من بیاید فرهنگ اصیل خودمون رو بشناسیم وبه داشته هامون افتخار و مهمتر از اون عمل کنیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 25 مهر1386ساعت 8:9 AM توسط فرزاد |
|
|
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یارب این تاثیر دولت بر کدامین کوکب است تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یارب است کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است عکس خوی بر عارضش بین کفتاب گرم رو در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین با سلیمان چون برانیم من که مورم مرکب است آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می زند قوت جان حافظش در خنده زیر لب است آب حیوانش ز منقار بلاغت می چکد زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 مهر1386ساعت 2:0 AM توسط فرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام خیلی خوش آمدید.این وبلاگ به بیان راه ها و رازهای شاد زندگی کردن و تغییر زندگی به گونه ای ایده آل می پردازد.امیدواریم از خواندن آن راضی وخشنود باشید.خواهشمندیم نظرات , انتقادات و پیشنهادات ارزشمند خود را حتمآ برای ما بیان بفرمایید تا در جهت ارتقای سطح کیفی وکمی وبلاگ به کار بگیریم. دوستان عزیز هر سوالی که دارید میتوانید از طریق بخش نظر ها و همچنینID و ایمیل بپرسید پاسخ برای ID شما ارسال خواهد شد.در بخش نظرهادر صورت لزوم پاسخ به عنوان نظر جدید و با نام نویسنده ثبت میگردد.با تشکر فراوان |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
مطالب مهم وبلاگ عمومی غزلسرا ایران زمین خداشناسی |
| نویسندگان |
|
بهراد فرزاد |
| آمار وبلاگ |
|
|