تبليغاتX
چگونه همیشه شاد وموفق زندگی کنیم
روش های شاد زندگی کردن وطرز تفکر صحیح در زندگی

اگه مطلب "تصمیم صحیح "رو خوندید وتصمیم برای تغییر گرفتید این مطلب میتونه کمک خیلی زیادی برای به هدف رسیدن و ادامه دادن مسیر به شما بکنه.اما اگه اون مطلب رو نخوندید و یا هنوز تصمیم به تغییر نگرفتید پیشنهاد میکنم اون پست رو خوب بخونید واراده کنید وتصمیمتون رو بگیریدو...

وقتی شما تصمیم برای تغییر زندگی گرفتید یه نکته خیلی مهم که میتونه شما رو به هدفتون یعنی رسیدن به شادی و موفقیت برسونه، شروع مسیرِ مر بوط به هدف و ادامه مسیر هست. قدم اول همون تصمیمی هست که گرفتید و حالا خب طبق قاعده زندگی با یه سری مقاومت مواجه میشید  که این مقاومت ها فقط میخوان ببینن شما تو تصمیمتون راسخ هستید یا نه.هدفی که شما دارید دنبال میکنید چیز کمی نیست که بشه یکی دو روزه بهش رسید( در عین حال خیلی هم شیرین و زیباست حتما میتونید بهش برسید)پس تو هر بخشی از راه با یه جور مقاومت روبرو میشید و مطمئن باشید تا آخر هم این مقاوت ها دعاگوی شما هستند و میرسند خدمتتون حتی برای ما که داریم مینویسیم. مثلا برای من وفرزاد و کسانی که در این زمینه خیلی بالاتر از ما هستند ممکنه این فکر پیش بیاد که دیگه نیازی به خوندن مطالب جدید و آموزش دیدن نداریم، اینم یه جور مقاومت و امتحانه که میتونه خیلی راحت دردسر درست کنه چون یه جمله معروف هست که میگه:شکست زمانی است که فکر کنیم به آموزش نیاز نداریم.یعنی هیشه باید دنبال مطالب جدید باشید توی هر زمینه و مقطعی که هستید.منظور من از ادامه مسیر...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 0:26 AM  توسط بهراد | 

گلعذاری  ز  گلستان  جهان  ما  را بس

زین  چمن  سایه  آن  سرو روان ما را بس

من  و  همصحبتی  اهل  ریا  دورم   باد

از  گرانان  جهان  رطل گران  ما   را بس

قصر فردوس به پاداش عمل  می بخشند

ما  که  رندیم  و  گدا  دیر  مغان  ما  را بس

بنشین بر لب جوی و  گذر  عمر   ببین

کاین   اشارت  ز  جهان  گذران  ما  را  بس

نقد  بازار  جهان  بنگر  و  آزار   جهان

گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت   صحبت  آن   مونس  جان  ما  را بس

از در خویش خدا را به بهشتم مفرست

که  سر  کوی  تو  از کون و مکان ما را بس

حافظ از مشرب قسمت گله نا انصافیست

طبع  چون  آب  و غزلهای  روان  ما را  بس

+ نوشته شده در  جمعه 26 مرداد1386ساعت 2:13 AM  توسط فرزاد | 

سلام دوستان عزیزم ببخشید من چند روز نبودم جاتون خالی مسافرت به سر میبردم.توی این چند روز دسترسی به وب نداشتم زحمتش گردن فرزاد جون بود.راستی از نظر های قشنگتون خیلی ممنونم خوشحالم که با ما همراه هستید.

توی مطالب قبلم راجع به تغییر صحبت کردم و متوجه شدید که برای زندگی شاد باید الگوهای فکری منفی تغییر کنن.شما با یه تصمیم صحیح میتونید شروع به تغییر اون الگوها وباورها کنید و روند زندگیتون رو عوض کنید.دوستان عزیز من بازم تکرار میکنم قدر زندگیتون رو با هر شرایطی که دارید بدونید.ما همه ایرانی هستیم،ما همه زاده سرزمین پارس هستیم.نژادمون نژاد اصیل دنیاست.ما باید بهترین ها رو داشته باشیم ما لایق شادی وبزرگواری هستیم چون ما انسانیم،ما اشرف مخلوقات هستیم چرا خدای عزیز بعد از خلقت آدم به همه دستو داد تا به اون سجده کنند؟چرا خداوند ما رو جانشین خودش قرار داده؟تا حالا به این چیزا فکر کردید؟تا حالا فکر کردید که انسان چه قدرت هایی درونش نهفتس؟با توجیه های نادرست و اشتباه نگید که "من نمیتونم شاد باشم.دیگه زندگی من پر از غم شده.من خیلی بدبختم.من نمیدونم به کدوم مشکلم برسم و.... " شادی خیلی به شما نزدیکه اون رو حس کنید...همین الان ازتون خواهش میکنم هر فکر منفی یا مخالف که سریع بعد از خوندن جمله های من به ذهنتون میاد رو با تمام قدرت نابود کنید، هر فکر منفی که هست.این رمز موفقیت شماست.این افکار منفی همون مقاومت ها هستن که بهشون اشاره کردم.اگه به این مقاومت ها اجازه دخالت بدید وتوی تصمیم گیریهاتون سهم زیادی ماله اونا باشه به همین راحتی دارید از شادی دور میشید.بعد میگید"من نمیتونم شاد باشم"...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 11:23 AM  توسط بهراد | 

خوشتر زعیش و  صحبت باغ و بهار چیست

ساقی    کجاست   گو   سبب  انتظار  چیست

هر وقت خوش  که دست  دهد مغتنم  شمار

کس  را    وقوف  نیست که انجام کار چیست

پیوند  عمر بسته به   موییست   هوش دار

غمخوار   خویش  باش   غم  روزگار  چیست

معنی    آب   زندگی    و    روضه    ارم

جز   طرف  جویبار  و می خوشگوار چیست

مستور و مست هر دو چو از یک قبیله اند

ما  دل   به  عشوه   که  دهیم  اختیار  چیست

راز درون  پرده چه  داند  فلک   خموش

ای   مدعی   نزاع   تو   با  پرده دار  چیست

سهو و خطای بنده  گرش  اعتبار  نیست

معنی     عفو    و  رحمت   آمرزگار   چیست

+ نوشته شده در  جمعه 19 مرداد1386ساعت 3:10 AM  توسط فرزاد | 

بذارید صحبتم را با چند تا سوال شروع کنم.لطفا صادقانه به خودتون جواب بدید.تا حالا چند بار به خاطر افسوس و اشتباه گذشته ها خودمون رو سرزنش کردیم و اوقات زندگیمون رو خراب کردیم.چند نفر رو می شناسید که به خاطر یه اشتباه یا یه شکست تو زندگیشون هیچوقت نتونستن خودشون رو ببخشن یا دیگه هیچوقت جرات نکردن دست به کاری بزنن.خیلی از ماها هم که همیشه تو فکر (یا بهتر بگم ترس و دلهره )آینده ایم.اینکه آینده چی میشه. چه اتفاقاتی ممکن در آینده پیش بیاد.خیلی هامون هم رفتیم یه حساب پس انداز باز کردیم و هر چی در می یاریم می ریزیم توی این حساب واسه روز مبادا !!!. تا حالا شده از خودتون بپرسید این روز مبادا کی هست؟چرا تا حالا پیش نیومده ؟ اشتباه نشه منو با آینده نگری مخالف نیستم بلکه اون رو لازم هم می دونم.منظور من فنا کردن امروز واسه آیندست.

ما همیشه یاد گرفتیم که بگیم می خوام آیندم رو بسازم ولی چه جوریش رو کسی یادمون نداده. اصلا این آینده کِی هست؟ فردا ، کِی هست؟ فکر می کنید در آینده چه معجزه ای ممکنِ اتفاق بیفته؟نه باور کنید فردا ما هم مثل امروز و دیروز ما خواهد بود مگر اینکه همین امروز،همین الان رو دریابیم و آیند رو روی امروز بنا کنیم.بقول یه جمله معروف که میگه: (حال تمام چیزی است که داریم ) . آره دوستان من بیاید امروز رو در یابید.توی حال زندگی کنید.شکست ها فقط به عنوان یه تجربه واستون ارزش داشته باشن تا اشتباهات گذشته رو تکرار نکنید.فقط همین. باور داشته باشید آینده روشن مال شماست اگر امروز رو از دست ندیدو با تجربه دیروز شروع به ساختن فردا کنید.و از زندگیتون،از لحظه ای که در اون هستید لذت ببرید و نهایت استفاده رو بکنید و غصه چیزی که هنوز نیومده رو نخورید و خودتون رو بخاطرش عذاب ندید.اینقدر بزرگوار باشید که خودتون رو به خاطر اشتباهاتتون ببخشید. بیاد داشته باشید زندگی با ارزش ترین داشته ماست. پس باید از هر لحظه اون نهایت استفاده رو بکنیم به قول حافظ که می گه:

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

                                                           کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

پیوند عمر بسته به مویی است هوش دار

                                                          غمخوار خویش باش غم  روزگار  چیست  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 4:8 AM  توسط فرزاد | 

همونطور که فرزاد عزیز اشاره کرد(من هم اون رو ادامه میدم) از این به بعد تصمیم داریم راجع به فرهنگ اصیل و زیبامون هم مطلب بنویسیم.راجع به یکی از بزرگترین عشقامون.من همیشه دوست داشتم یه جا بتونم تا اونجا که میشه ارادتم رو به ایران گرانقدرم نشون بدم.الان دوست دارم از ته دلم داد بزنم ایران دوستت دارم. نمیدونید هر وقت هر جا صحبت از تاریخ باستانمون میشه یا اگه تو مطالب مختلف این قضیه به چشمم میاد،دوست دارم با جون ودل برم تو بحرش و تا اونجا که میتونم دونسته هام رو بیشتر وبیشتر کنم تا واقعآ بدونم ما چی بودیم نمیخوام همین طور الکی بشینم هی بگم کوروش ،داریوش ،اهورا و....بدون اینکه اصلآ درست بدونم اونا کی بودن یا چی کار کردن...پیرو مطالب قبل این نکته رو بگم دوستان خوب من دنبال هر مطلبی که میخواید برید سعی کنید تا اونجا که میشه در موردش چیز بدونید ودنبالش کنید این یک راز مهم برای موفقیته.تقلید کور کورانه و اینکه بدون اطلاعات فقط اسم تاریخ باستان روی زبون ما باشه هیچ چیز رو برای ما تغییر نمیده.همین الان تک تک ما باید قدر ایران گرامی خودمون رو بدونیم و با جون ودل دوسش داشته باشیم و طوری زندگی کنیم که آیندگان هم از ما همین جوری یاد کنن نه مثل مردمانی که از دیر باز دست به تخریب آثار فرهنگی و ملی ما زدن که ما ازشون به بدی یاد میکنیم.راستی من کسی رو هیچ وقت مجبور به پیروی از خودم و عقایدم نمیکنم فقط عقیده ونظرم رو در قالب پیشنهاد میگم اگه دوست دارید توجه کنید ولی مطمئنم خیلی خیلی از افراد همین الان توی کشور ما هستند که شاید بیشتر از من قلبشون برای ایران گرامی میتپه و ذره ذره وجودشون رو برای ایران تقدیم میکنن.همه برای من گرامی هستند و از ته دل دوسشون دارم.نمیدونید وقتی سرود ای ایران رو تو گوشم میشنوم وقتی دستم داره از روی عشق به ایران قلبم رو فشار میده چه احساس زیبایی دارم دلم میخواد داد بزنم پرواز کنم و...

خیلی خوشحال میشیم اگه با نظرهای زیباتون ما رو تو این موضوع هم همراهی کنید.حتمآ نتایج زیبا وقشنگی در انتظار ماست.

  1. تو همان طور زندگی میکنی که فکر میکنی
  2. باور کن تا ببینی
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 10:32 PM  توسط بهراد | 

من و انکار شراب   این چه   حکایت   باشد

غالبا    این    قدرم     عقل    و  کفایت   باشد

تا  به   غایت   ره    میخانه      نمی دانستم

ور  نه  مستوری   ما  تا   به  چه   غایت  باشد

زاهد  عجب و نماز   و   من  مستی و  نیاز

تا  تو   را  خود  ز میان   با که  عنایت   باشد

زاهد  ار  راه  به  رندی  نبرد معذور  است

عشق   کاریست   که   موقوف    هدایت   باشد

من که شبها ره تقوا زده ام با دف و چنگ

این زمان  سر  به  ره  آرم  این  چه حکایت باشد

بنده   پیر مغانم     که ز   جهلم     برهاند

پیر   ما    هر   چه    کند  عین    عنایت  باشد

دوش از این غصه نخفتم که رفیقی می گفت

حافظ     ار  مست   بود   جای    شکایت   باشد

+ نوشته شده در  جمعه 12 مرداد1386ساعت 2:7 AM  توسط فرزاد | 

مطلب این پست راجع به عشقه.آره عشق ولی یه عشق متفاوت.عشق به وطن،وطنی مقدس به اسم ایران..سرزمین عشق ، علم ، ادب ، هنر. سرزمین بزرگترین و پاکترینِ انسانها.سرزمین زرتشت،کوروش،حافظ،سعدی و فردوسی و.......شاید بد نباشه ما بدونیم وارث چه کسانی هستیم.شاید اینجوری خودمون رو بیشتر باور کنیم و بدونیم قادر به چه کارهایی هستیم.شاید با پیدا کردن هویت واقعی ایرانی و اصیل خودمون از این سردرگمی که امروز گریبان جامعه رو گرفته در بیاییم.این تشویش و اضطراب ناشی از این سردرگمی از بین بره و جای خودش رو به حس افتخار و غرور ملی بده. با احترامی که برای تمام انسانهای دنیا از هر قومی قائلم ولی دیگه جلوی هیچ کسی احساس عقب موندگی یا خودباختگی نکنیم.سرمون رو بالا بگیریم و با افتخار بگیم از کجاییم و چه فرهنگی  عظیمی داریم.بگیم ما بیش از2500 ساله که خدای یکتای عاشق رو می پرستیم.به امید همون خدای عاشق و زیبا از این به بعد  تصمیم داریم یه کم هم درباره فرهنگ اصیل ایرانی تو وبلاگمون  صحبت کنیم.امیدوارم مثل همیشه همراهمون باشید و با نظرات  پر مهرتون بهمون دلگرمی بدید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 9:36 AM  توسط فرزاد | 

قبل از اینکه راه حل و طرزو فکر صحیح رو براتون بگم لازمه که اول ذهن شما رو آماده پذیرش بکنم با این کار شما خیلی راحت تر میتونید مطالب رو بپذیرید.لطفآ دوستان عزیز حتمآ نظرتون رو بعد از خوندن مطالب بیان کنید یا اگه سوالی دارید بپرسید تا من بدونم تا چه حد ذهنتون آماده شده و تا اون جا که میتونم به سوالات پاسخ بدم.البته خیالتون راحت چیز خیلی پیچیده و مشکلی نمیخوام بگم منظورم از آماده شدن آشنایی بیشتر با این مسائل و درک بهتر اوناست چون میدونید هر چی آدم راجع به یه موضوع اطلاعاتش بیشتر باشه بهتر میتونه اون رو درک کنه. براتون چند تا مثال گفتم ، مثالای که الگوی رفتاری اکثر مردم هستند و توی زندگی خیلی ها وجود دارن.اگه دقت کنیم میبینیم که این الگوهای فکری منفی نتایج بدی رو توی زندگی دارن پس باید تغییر بکنن و تبدیل به الگوهای مثبت و سازنده بشن، همون چیزی که ما هدفمونه برای شما بگیم یعنی تغییر زندگی و تبدیل اون به شادی و موفقیت.گفتم تغییر،تغییر یعنی چی؟...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 3:10 PM  توسط بهراد | 
دمی با غم بسر بردن   جهان یکسر   نمی ارزد

                                      بمی  بفروش دلق  ما کز  این   بیشتر نمی ارزد

 به کوی می فروشانش به  جامی بر   نمی گیرند

                                         زهی   سجاده   تقوا   که یک   ساغر  نمی ارزد

 رقیبم سرزنش ها کرد کزاین به آب رخ برتاب

 چه افتاد    این سر ما را   که خاک در نمی ارزد

 شکوه تاج سلطانی که بیم جان دراو درج است

 کلاهی   دلکش است  اما به ترک سر نمی ارزد

  چه آسان می نمود اول غم  دریا به  بوی   سود

غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی ارزد

تورا آن به که   روی خود   زمشتاقان   بپوشانی

 که   شادی    جهان گیری   غم لشکر  نمی ارزد

 چو حافظ در قناعت کوش و از دنیا   دون   بگذر

 که  یک جو منت دونان دو صد من زر نمی ارزد

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 2:31 AM  توسط فرزاد | 

موضوعی که میخوام دربارش حرف بزنم مثبت اندیشیه.شاید معنی این کلمه رو همه بدونیم ولی واقعا چقدر با اون آشنا هستیم!چقدر به اون عمل می کنیم!! یه سوال اگه از شما بپرسن چقدر احتمال می دید توی کار، تحصیلتون ویا .... موفق بشین چه جوابی میدین؟ اگر توی یه قرعه کشی شرکت کنید چقدر احتمال میدید که شما برنده می شید؟یا سئوال هایی از این دست.مثبت اندیشی به معنی نادیده گرفتن واقعیات نیست.بلکه برداشت درست و خوشبینانه از واقعیات .به عنوان مثال شما وقتی میخوای دست به کاری بزنید که احتمال موفقیت یا شکست شما 50% هست. کدوم وجه رو در نظر می گیرید.اول کدوم بخش رو می بینید.اکثر ما عادت کردیم شکست رو ببینیم. در حالی که احتمال پیروزی ما با شکست برابرِ. (حالا بماند که احتمال های پیروزی بالاتر رو هم نادیده می گیریم). ولی تا حالا شده فکر کنیم چرا این احتمال بالای پیروزی رو رها کردیم؟چرا نخواستیم بخش مثبت واقعیت رو در بگیریم.یا ما اغلب حسرت و افسوس چیزهایی رو که نداریم یا از دست دادیم می خوریم بدون اینکه به داشته هامون وتوانایی هامون توجه کنیم .شاید بزرگترین نعمتی که همه ما داریم اینکه زنده ایم و هنوز نفس می کشیم پس هنوز می تونیم زندگی رو اونجور که می خوایم بسازیم . بذارید یه چندتا واقعیت رو بررسی کنیم........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 6:49 AM  توسط فرزاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

سلام خیلی خوش آمدید.این وبلاگ به بیان راه ها و رازهای شاد زندگی کردن و تغییر زندگی به گونه ای ایده آل می پردازد.امیدواریم از خواندن آن راضی وخشنود باشید.خواهشمندیم نظرات , انتقادات و پیشنهادات ارزشمند خود را حتمآ برای ما بیان بفرمایید تا در جهت ارتقای سطح کیفی وکمی وبلاگ به کار بگیریم. دوستان عزیز هر سوالی که دارید میتوانید از طریق بخش نظر ها و همچنینID و ایمیل بپرسید پاسخ برای ID شما ارسال خواهد شد.در بخش نظرهادر صورت لزوم پاسخ به عنوان نظر جدید و با نام نویسنده ثبت میگردد.با تشکر فراوان

نویسندگان وبلاگ
behrad_2791@yahoo.com farzad_fatemi2003@yahoo.com


نوشته های پیشین
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
مطالب مهم وبلاگ
عمومی
غزلسرا
ایران زمین
خداشناسی
نویسندگان
بهراد
فرزاد
پیوندها
نهایت عشق(علی)
دختر ماه(سارا)
یه آسمون ستاره(مونا)
پرواز عشق(اریکا)
من عاشق تو هستم (الهه)
خیمه عشق(آمنه)
آشیانه عشق(مهشید)
دختر بارونی
عشق یک مفهوم بی اماست(ایرسا)
صحبت از امتداد یک درد است(بهار)
سلطان قلب عاشقم تویی(غزال)
اشکی از جنس خدا(مرجان)
عشق یعنی خدا(گلناز)
مای النا سیتی شهر دلان(النا)
یاس(عسل)
عاشقان عشق را فخر می فروشند؛ارزانش مفروش(سپیده)
جاوگر هنوز زنده است(مهسا)
آمار وبلاگ