![]() |
![]() |
|
| روش های شاد زندگی کردن وطرز تفکر صحیح در زندگی |
|
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن از جان طمع بریدن آسان بود و لیکن از دوستان جانی مشکل توان بریدن خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ وان جا به نیکنامی پیراهنی دریدن گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار کاخر ملول گردی از دست لب گزیدن فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی یا رب به یادش آور درویش پروریدن |
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 شهریور1386ساعت 0:12 AM توسط فرزاد |
|
|
همایش تکنولوژی فکر در روز 19 شهریوربا شکوه و زیبایی خاصی با حضور جناب دکتر آزمندیان برگزار شد.جلسه خیلی مفید و سازنده ای بود و ما با صحبت های دکتر انگیزمون نسبت به قبل خیلی بیشتر شد.توی اون شب که دکتر اون رو شب قدر نام گذاری کردند ما خیلی انرژی گرفتیم که هم بتونیم توی زندگی خودمون به کار بگیریم هم به شما منتقل کنیم.واقعا جای کسایی که نبودن خالی بود. خیلی خوشحالم از این که طرز تفکر ما و دکتر خیلی خیلی مثل هم دیگه هست و بیشتر نظر ها و باور های ما رو دکتر اون شب بیان کردند.ان شاا...عکس ها که آماده شد براتون توی وبلاگ قرار میدیم.چند جمله از صحبت های دکتر آزمندیان رو به طور خلاصه وگلچین میگم: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 11:8 PM توسط بهراد |
|
|
سلام به همه دوستان خوب و ممنون از نظر های زیباتون ببخشید ما چند روز حضورمون کمرنگ شده،یکم سرمون شلوغ شده.از یه طرف انتخاب واحد دانشگاه از یه طرف هم یه خبر واسه اصفهانیای عزیز داریم.ما خودمون ساکن اصفهان هستم و تصمیم داریم یه همایش با حضور دکتر علیرضا آزمندیان ، بنیانگذار تکنولوژی فکر تو ایران، روز دوشنبه 19 شهریور ساعت 5 عصر توی سالن باغ نور اصفهان برگزار کنیم. صحبت ها و طرز فکر ما و جناب دکتر خیلی زیاد مثل هم دیگه هست و اگه تا حالا کتاب ها و cd ها یا برنامه های تلویزیونی دکتر رو توی شبکه MITV دیده باشید میبینید که ایشون راجع مطالب خیلی زیبا و شاد با طرز تفکری روشن و تکنولوژی جدید صحبت میکنند. ما یکبار دیگه هم با جناب دکتر یه همایش توی دانشگاه خودمون (دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر) برگزار کردیم که خدا شکر استقبال خیلی زیاد بود، تصمیم گرفتیم توی سطح شهر هم برگزار کنیم تا حالا هم در گیر کاراش بودیم و هستیم به همین خاطر دیر به دیر آپ کردیم. دوستان خوب اصفهانی و کسانی که میتونن و مایلن شرکت کنن، خیلی خوشحال میشیم در خدمتشون باشیم .ان شاا... بعد از برگزاری عکس ها و خبر هاش رو براتون توی وبلاگ قرار میدیم. مراکز تهیه کارت ورودی:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 7:52 PM توسط بهراد |
|
|
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد از سر پیمان گذشت برسر پیمانه شد صوفی مجلس که دی جام و قدح می شکست باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد مغبچه ای می گذشت راه زن دین و دل در پی آن آشنا از همه بیگانه شد آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت چهره خندان شمع آفت پروانه شد گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت قطره باران ما گوهر یکدانه شد نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد منزل حافظ کنون بارگه کبریاست دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 شهریور1386ساعت 6:24 PM توسط فرزاد |
|
|
میخوام منم یه خاطره از یکی ازروزهای شیرین زندگیم واستون بگم.جایی که برای اولین بار حس زیبای غرور ملی رو به معنای واقعی تجربه کردم.شهریور چهار سال پیش بود.رفته بودیم شیراز- تخت جمشید.مکانی که اغلب رویاهام رو اونجا سپری میکردم.تصور کنید توی دامنه کوه میترا، کوه مهر کنار مقبره داریوش ایستاده بودم واز اون بالا پارسه ( تخت جمشید ) با اون عظمت و شکوه در زیر پام قرار داشت. یه جوان ژاپنی رو دیدم که چند قدم اونطرفتر مشغول عکاسی بودو مات مبهوط با تجهیزات عکاسیش که تا حالا تو عمرم ندیده بودم داشت چپ و راست عکس می گرفت.سعی داشت هیچ چیزی رو از قلم نندازه.رفتم کنارش ( کنار کسی که از یکی از پیشرفته ترین کشورهای دنیا اومده بود) ازش پرسیدم می تونه انگلیسی صحبت کنه.گفت که میتونه. سرم رو بالا گرفتم و با افتخار بهش گفتم : ببین ، این فرهنگ ماست،این تاریخ ماست،این هویت ماست.شما هم همچین چیزی تو کشورتون دارید؟ نمی دونید چه حسی بود هنوزم که اون رو بیاد می آرم تمام وجودم رو یه چیزی پر میکنه.یه حس قوی و قشنگ که نمی تونم توصیفش کنم.یک غرور و افتخار.آره ما فرزندان این سرزمین هستیم و سرزمین مهر، سرزمین عشق....... می تونیم و باید دوباره ایران رو به همان جایی برسونیم که لیاقت ایران و ایرانیه. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 6:51 AM توسط فرزاد |
|
|
بارها گفته ام و بار دگر می گویم که من دلشده این ره نه به خود می پویم در پس آیینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست که از آن دست که او می کشدم می رویم دوستان عیب من بی دل حیران مکنید گوهری دارم و صاحب نظری می جویم گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است مکنم عیب کز او رنگ و ریا می شویم خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است می سرایم به شب و وقت سحر می مویم حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی گو مکن عیب که من مشک ختن می بویم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 شهریور1386ساعت 11:48 AM توسط فرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام خیلی خوش آمدید.این وبلاگ به بیان راه ها و رازهای شاد زندگی کردن و تغییر زندگی به گونه ای ایده آل می پردازد.امیدواریم از خواندن آن راضی وخشنود باشید.خواهشمندیم نظرات , انتقادات و پیشنهادات ارزشمند خود را حتمآ برای ما بیان بفرمایید تا در جهت ارتقای سطح کیفی وکمی وبلاگ به کار بگیریم. دوستان عزیز هر سوالی که دارید میتوانید از طریق بخش نظر ها و همچنینID و ایمیل بپرسید پاسخ برای ID شما ارسال خواهد شد.در بخش نظرهادر صورت لزوم پاسخ به عنوان نظر جدید و با نام نویسنده ثبت میگردد.با تشکر فراوان |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
مطالب مهم وبلاگ عمومی غزلسرا ایران زمین خداشناسی |
| نویسندگان |
|
بهراد فرزاد |
| آمار وبلاگ |
|
|