تبليغاتX
چگونه همیشه شاد وموفق زندگی کنیم
روش های شاد زندگی کردن وطرز تفکر صحیح در زندگی

همون طور که گفته بودم الان هستم تا قسمت دوم بخشش رو براتون بگم.

ببینید همه ما داریم به بهترین شیوه ای که بلدیم زندگی می کنیم .خب ممکنه توی این راه بعضی جاها اشتباه کرده باشیم،بعضی موقع ها اطلاعات کافی نداشتیم یا هر چیزه دیگه.به هر حال مسیر زندگی رو اون طوری که بلد بودیم طی کردیم. پدر و مادر هم ما رو به بهترین روشی که بلد بودند تربیت کردند . شاید خیلی ها دلیل همه مشکلات و ناکامی هایی که تو زندگی دارن رو پدرو مادرشون میدونن و مدام اون ها رو سرزنش می کنن.به نظر من سرزنش کردن ابدی اونا خیلی بی انصافیه ، تازه یه کاره بیهوده و مخرب هم هست.

انگار بعضی ها اصلا نمی تونن پدر و مادرشون رو ببخشن و می خوان به والدینشون ثابت کنن که کارشون رو خیلی بد انجام دادن!! ... شاید این تفکر پیش بیاد که " حالا تو خودت مشکل ما رو نداری فکر میکنی ما راحت می تونیم با این مشکل کنار بیایم، ما دیگه این جوری بار اومدیم تقصیر اوناس کاریش نمیشه کرد."....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 11:21 PM  توسط بهراد | 

با سلام خدمت همه دوستای گلم و عرض معذرت به خاطر این غیبت صغری ببخشید ...

همونطور که از اسم پست معلومه ، امروز می خوام در مورد بخشش یه چیزایی بگم. خب این کلمه رو که تا حالا شنیدید و حتما تا الان موارد زیادی از اون رو تجربه کردید. من مثل همیشه قصد دارم یکم  بیشتر توضیح بدم.

اگه یادتون باشه ما یه پست در مورد زندگی کردن تو زمان حال و اینکه خودمون رو خیلی درگیر گذشته و آینده نکنیم داشتیم. تصمیم به بخشش خودتون یا بقیه تایید کننده اینه که شما دارید تو حال زندگی می کنید و خیلی اجازه نمیدید که اتفاقات گذشته روی زندگی حالا تاثیر بذاره.شاید تا حالا این جمله ها رو شنیدید " هیچ وقت فلانی رو به خاطر اون کارش نمی بخشم " یا " من نمی تونم خودم رو ببخشم" ... اگه ما به خاطر کاری که قبلا کسی کرده و باعث ناراحتی یا ایجاد یه مشکل واسه ما شده نخوایم اصلا اون رو ببخشیم ، در واقع داریم به خودمون می گیم " من اصلا نمی خوام اوضاع بهتر بشه .من ترجیح می دم تو گذشته هام زندگی کنم تا بتونم بقیه یا خودم رو به خاطرش سرزنش کنم " یعنی توی هر مشکلی هی می گردیم مقصر و گناه کار رو پیدا کنیم که اون رو مورد سرزنش قرار بدیم . فکر می کنید این کار چه سودی واسه ما داره؟؟؟ هیچی ، تازه با این کار درد و رنج روحی بیشتری رو نصیب خودمون می کنیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 11:52 AM  توسط بهراد | 

خب تا الان با هم دو قسمت از پست نزدیکی به خداوند رو گذروندیم که این دو قسمت مربوط به خود ما بود یابه عبارتی بین هر شخص و خداوند بود و به کسی کاری نداشتیم..."مگه افراددیگه تونزدیکی ما به خدا موثر دارن؟؟؟؟"...بله جواب مثبته. ببینید هر انسانی توی زندگی دو نوع رابطه داره یکی رابطه با خداوند عزیز و یکی هم با افراد دیگه، که اگه این دو رابطه رو به صورت بسیار زیبا داشته باشه به اون هدفی که ما الان مد نظرمونه،یعنی نزدیکی به خداوند، میتونه خیلی راحت دست پیدا کنه.همونطور که عرض گردید دو پست قبل مربوط به رابطه اول بود و اما این قسمت که به نظر من خیلی مهمتره رابطه و طرز برخورد با افراد دیگه هست.اگه یکی با مردم خوش برخورد نباشه یا انسانیت نداشته باشه هیچ وقت نمیتونه با خداوند رابطه خوبی داشته باشه و بهش نزدیک بشه. به قولی این دو نوع رابطه یه جورایی دو طرفه به هم  مربوط میشن یعنی بدونه یکی ،دومی یا به وجود نمیاد یا ارزشی نداره.

زیاد با مقدمه وقت رو نمیگیرم تا بیشتر به قسمت اصلی بپردازیم.خب دو تا سوال اساسی:"چطور میشه با بقیه خوش برخورد باشیم؟اصلا منظور از برخورد خوب به طور دقیق چیه؟؟" چیزای ساده ای که همه در جواب این دو سوال رو میدن قبول دارم مثلا این که راست و درست باشیم منصف باشیم دزدی بده دروغگو دشمن خداست ....  ولی خب اینا چیزایی هستن که نه من قصد دارم بگم نه شما نیاز به گفتن من دارید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 12:42 PM  توسط بهراد | 
توی پست قبل یه مقدار راجع به نزدیکی به خداوند صحبت کردم و گفتم یکی از مهمترین کارایی که ما حتما باید انجام بدیم سپاس گزاری از نعمت های بیکران پروردگاره.خب این اولین و مهم ترین گام برای تحقق این هدفه.یعنی ما می تونیم این کار رو در خلال صحبت هایی که هر چند وقت یه بار با خدا داریم انجام بدیم و در شروع صحبت واقعا به یاد بیاریم که چه نعمت هایی داریم. بازم میگم واقعا و از ته قلبتون این کار رو بکنید می دونید ،صحبت با خدا جون نباید یه حالت ماشینی و یه روند ثابت داشته باشه درسته که ما همیشه اول حرفامون خدا جون رو سپاس میگیم ولی همون نحوه گفتنمون هم فرق میکنه،اخبار که نمیخوایم بگیم که از رو یه متن بخونیم.این خدا است. ما دوست داریم باهاش یه دوست صمیمی باشیم دوست داریم باهاش راحت حرفمون رو بزنیم پس نیاز نیست به خودمون سختی بدیم و کلمات قلمبه سلمبه بگیم.."ای خداوند بزرگ ای جل و جلاله بر ما نظری فکن و ما را از بار نگاه خود مستفیز بگردان تا هر گاه به بارگاه تو گام می نهیم از دریچه رحمت بیکران خود به ما فیض رسانی و..." چه خبره ؟؟؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت 9:58 PM  توسط بهراد | 

سلام به همه دوستای عزیزم.واقعا ممنون از این که همیشه همراه ما هستید. من شرمنده ام که زیاد نتونستم بیام آپ کنم.

مطلب امروز رو تا حالا زیاد در موردش صحبت نکردم.موضوع بسیار مهمی هم هست که باید توی زندگی همه ماها یه بخش بزرگی رو به خودش اختصاص بده.خب حتما شنیدید که بزرگترین نعمتی که نصیب اهل بهشت میشه نزدیکی به خداوند و خشنودی اوست.ولی فقط این رو در حد حرف شنیدیم چون نرفتیم اون ور که ببینیم چه خبره!! حالا من این رو میخوام بگم که این مطلب فقط مختص بهشت نیست توی همین دنیای خودمون هم خیلی راحت می تونیم این موضوع رو درک کنیم.اصلا به نظرمن نیمی از بهشت و جهنم توی همین دنیاست.تا حالا شده خیلی از خودت احساس رضایت کنی؟ تا حالا شده که این قدر خوشحال باشی که دلت بخواد هی داد بزنی خدایا شکرت ؟؟ یا برعکس تا حالا شده احساس خیلی بدی داشته باشی یا روت نشه که با خداجون صحبت کنی؟؟؟ اینا تقریبا همون چیزیه که من گفتم. البته یه نکته رو هم بگم این احساس بد که عرض گردیدحالت خاص داره لطفا این رو جدا ازغم و افسردگی و از این جور مسائل بدونید...

      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 1:50 PM  توسط بهراد | 

توی مساله بیماری و طرز فکر ،اصلا بحث گول زدن نیست حواستون باشه خیلی ها به خاطر همین که میگن این حرفا و تلقین ها الکیه و گول زدن خود آدمه از خیلی مسائل زیبا بی بهره میشن، هی میگه: من دارم واقعیت رو میگم خب وقتی گلوم داره از درد بیچارم میکنه یا سرم داره تو تب میسوزه، نمیتونم چشمم رو ببندم بگم حالم خوبه، میتونم؟.

بله میتونی چرا که نه؟با همین فکر کم کم خوب میشی. انسان هر کاری میتونه انجام بده امتحان کنید، مثلا طرف یه جا بیرون رفته حالا داره سوز میاد به جای اینکه هی بگه (صدایی که وقتی سردمونه در میاریم )وای مُردم الانه که برم خونه بیفتم تو رخت خواب، وای الان دماغم شرشرخب چه انتظاری داره؟ معلومه با این دید آدم مریض میشه.من نمیگم برید بیرون تو چله زمستون بگید به به چه هوای گرمیه ،نه، اگه مجبورید بیرون باشید نیازی نیست رو سرمای هوا متمرکز داشته باشید، بیخیال، چون همین توجه سرما رو پررو میکنه بر عکسش واسه گرما هم هست....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 11:40 PM  توسط بهراد | 

همون طور که میدونید و قبول دارید سلامتی بزرگترین نعمتی هست که خداوند بهمون بخشیده. ولی درکنار سلامتی ،بیماری هم وجود داره. فکر میکنید چرا؟ مگه نمیگیم همه چیزهایی که خدا تو دنیا قرار داده خوبه، بیماری و مریضی کجاش خوبه؟

 میشه چند تا دلیل براش گفت که به نظر من و خیلی ها مهمترینش اینه که آدم قدر سلامتیش رو بدونه چون خیلی با ارزشه، بهتر از هرچیزی( پول ،غذا، علم،...)یا یه دلیله دیگه این که بیماری میتونه سزای دنیوی یه کار بدی باشه که کردیم که با این بیماری پاک میشه و خیلی علت های دیگه که شاید ما نمیدونیم ولی وجود داره. پس میشه فهمید که با این دید بیماری هم برای آدم درسه و فایده داره.یادتون باشه ممکنه بیماری هر علتی داشته باشه فقط توی همین دو موردی که گفتم دنبال دلیل نگردید!!!!

سلامتی جسم  بازتاب سلامت روحی  آدماست.یعنی ممکنه آدم روحش آزرده و ناراحت باشه و این در قالب بیماری جسمی نمود پیدا کنه،این خیلی مهمه، خیلی از بیماری های سخت جسمی ناشی از همین فکرای آدم و فشارای عصبی و بیخودی که به خودش میاره هستن...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 2:21 PM  توسط بهراد | 

 قبل از هر چیز مراتب معذرت خواهی رو از جانب خودم و فرزاد به سمع و نظر همه دوستان عزیزم میرسونم.

یکم دیر شده ولی راستش رو بخواید همچین یه مقدار، نه خیلی مقدار، تو کوچه پس کوچه های درس و دانشگاه دور خودمون دوران میکنیم. قصد ندارم  توجیه الکی کنم یا درس رو بهونه کنم صادقانه میگم.خیر سرمون سال آخریم اگه پامون بلغزه.........

تازه پایان نامه هم سلام میرسونه و التماس دعا داره(هنوز هیچ کاری براش نکردم).....ای بابا اینا که چیزی نیست هنوز اصلی رو نگفتم،با اجازتون امسال بهمن کنکوری هم هستیم.دیگه خودتون حساب کنید...(برامون دعا کنید)

راستی اینم بگم شاید بعضی ها فکر کردن ما دیگه بی خیال وب شدیم،باید اینم عرض کنم که خیر این طور نیست ما شور وحرارتمون سر جاش هست،باور کنید چند وقته میخوام این حرفا رو بگم ولی یا یادم میره یا نمیرسم یا هر دلیلِ دیگه... کار نداریم به هر حال جور شد.میدونم توی این مدت همتون خیلی بهمون لطف داشتید و بهمون سر میزدید (با این که ما مطلب جدید آپ نکردیم) به خاطر همین واقعا ازتون تشکر میکنیم و سعی میکنیم با مطلب های بهتر جبران کنیم.

البته میدونم این مطالب براتون  نون و آب نمیشه ولی خب میتونه باعث بشه که نبودمون رو ببخشید ،تازه یه دست گرمی شد واسه این که دوباره شروع به نوشتن کنم. ایشالا سعی میکنیم یه مقدار زودتر آپ کنیم تا جواب محبت عزیزانی که بهمون سر میزنن رو بدیم.

1.      تو همان طور زندگی میکنی که فکر میکنی

2.      باور کن تا ببینی

+ نوشته شده در  جمعه 9 آذر1386ساعت 10:27 PM  توسط بهراد | 

توی این بخش(خداشناسی) همونطور که از اسمش پیداست میخوام راجع به خدای عزیز صحبت کنم.البته قصد ندارم حرفای تکراری که خیلی گفته میشن رو بازگو کنم،سبک حرفام یه جورایی فرق میکنه ولی خب بعضی جاها امکان داره مثل بقیه صحبت هاباشه.در مجموع میخوام برداشت خودم از این قضیه رو براتون بگم یعنی چیزایی که خودم باور دارم و بهش رسیدم.دوست دارم یه سری مطالب رو به صورت ریز و دقیق بیان کنم.

ببینید توی گوش همه ما این مطالب رو فرو کردن که خدا همه چیز رو آفریده ، خدا مالک همه چیزه، همه چیز به خواست خداست، خدا همه جا هست و...من هم مثل شما همه اینا رو قبول دارم ولی کدوم یک از ما تا حالا وجود زیبای خداوند رو کامل توی زندگیمون حس کردیم؟کدوم یک از ما واقعا و از ته دل به همین جملات بالا و امثال اون رسیدیم؟واقعا یعنی چی "همه چیز به خواست خداست "؟ میدونید اگه فقط همین جمله ساده رو روش دقیق بشید خیلی از نارضایتی ها و شکایت هاتون از بین میره؟تازه شاید اونا رو گناه هم بدونید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مهر1386ساعت 9:12 PM  توسط بهراد | 

همایش تکنولوژی فکر در روز 19 شهریوربا شکوه و زیبایی خاصی با حضور جناب دکتر آزمندیان برگزار شد.جلسه خیلی  مفید و سازنده ای بود و ما با صحبت های دکتر انگیزمون نسبت به قبل خیلی بیشتر شد.توی اون شب که دکتر اون رو شب قدر نام گذاری کردند ما خیلی انرژی گرفتیم که هم بتونیم توی زندگی خودمون به کار بگیریم هم به شما منتقل کنیم.واقعا جای کسایی که نبودن خالی بود. خیلی خوشحالم از این که طرز تفکر ما و دکتر خیلی خیلی مثل هم دیگه هست و بیشتر نظر ها و باور های ما رو دکتر اون شب بیان کردند.ان شاا...عکس ها که آماده شد براتون توی وبلاگ قرار میدیم.چند جمله از صحبت های دکتر آزمندیان رو به طور خلاصه وگلچین میگم:
هدف ما از اجرای تکنولوژی فکر ایجاد نگرشی نو در اندیشه ها و باورهای فرد فرد مردم ایران است.راستی انسان ها توی زندگی به دنبال چی هستند؟ از زندگی خود چی میخوان؟چه هدفی رو در زندگی دنبال میکنند؟....منظور دکتر این بود که حتما باید توی زندگی با هدف و انگیزه باشی و گرنه به هیچ جا نمیرسی.یه داستان در این مورد گفتند:یه جوان توی یه مسیر میرفت که به یه دو راهی رسید یه پیرمرد اونجا بود از پیرمرد پرسید کدوم طرف برم؟جواب داد کجا میخوای بری؟گفت:نمیدونم.جواب داد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 11:8 PM  توسط بهراد | 

سلام به همه دوستان خوب و ممنون از نظر های زیباتون

ببخشید ما چند روز حضورمون کمرنگ شده،یکم سرمون شلوغ شده.از یه طرف انتخاب واحد دانشگاه از یه طرف هم یه خبر واسه اصفهانیای عزیز داریم.ما خودمون ساکن اصفهان هستم و تصمیم داریم یه همایش با حضور دکتر علیرضا آزمندیان ، بنیانگذار تکنولوژی فکر تو ایران، روز دوشنبه 19 شهریور ساعت 5 عصر توی سالن باغ نور اصفهان برگزار کنیم.

صحبت ها و طرز فکر ما و جناب دکتر خیلی زیاد مثل هم دیگه هست و اگه تا حالا کتاب ها و cd ها یا برنامه های تلویزیونی دکتر رو توی شبکه MITV دیده باشید میبینید که ایشون راجع مطالب خیلی زیبا و شاد با طرز تفکری روشن و تکنولوژی جدید صحبت میکنند.

ما یکبار دیگه هم با جناب دکتر یه همایش توی دانشگاه خودمون (دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر) برگزار کردیم که خدا شکر استقبال خیلی زیاد بود، تصمیم گرفتیم توی سطح شهر هم برگزار کنیم تا حالا هم در گیر کاراش بودیم و هستیم به همین خاطر دیر به دیر آپ کردیم.

دوستان خوب اصفهانی و کسانی که میتونن و مایلن شرکت کنن، خیلی خوشحال میشیم در خدمتشون باشیم .ان شاا... بعد از برگزاری عکس ها و خبر هاش رو براتون توی وبلاگ قرار میدیم.

مراکز تهیه کارت ورودی:

  1. خیابان فردوسی، مقابل هتل زهره، ساختمان سبحان، مرکز مشاوره نوید
  2. خیابان چهار باغ بالا، مجتمع پارک، طبقه همکف، درویش خان
  3. خیابان مدرس، چهارراه بابلدشت، خیابان رضا عباسی، مقابل مسجد، شیرانی
  4. روز همایش، سالن باغ نور

منتظر حضور زیباتون هستیم

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 7:52 PM  توسط بهراد | 

اگه مطلب "تصمیم صحیح "رو خوندید وتصمیم برای تغییر گرفتید این مطلب میتونه کمک خیلی زیادی برای به هدف رسیدن و ادامه دادن مسیر به شما بکنه.اما اگه اون مطلب رو نخوندید و یا هنوز تصمیم به تغییر نگرفتید پیشنهاد میکنم اون پست رو خوب بخونید واراده کنید وتصمیمتون رو بگیریدو...

وقتی شما تصمیم برای تغییر زندگی گرفتید یه نکته خیلی مهم که میتونه شما رو به هدفتون یعنی رسیدن به شادی و موفقیت برسونه، شروع مسیرِ مر بوط به هدف و ادامه مسیر هست. قدم اول همون تصمیمی هست که گرفتید و حالا خب طبق قاعده زندگی با یه سری مقاومت مواجه میشید  که این مقاومت ها فقط میخوان ببینن شما تو تصمیمتون راسخ هستید یا نه.هدفی که شما دارید دنبال میکنید چیز کمی نیست که بشه یکی دو روزه بهش رسید( در عین حال خیلی هم شیرین و زیباست حتما میتونید بهش برسید)پس تو هر بخشی از راه با یه جور مقاومت روبرو میشید و مطمئن باشید تا آخر هم این مقاوت ها دعاگوی شما هستند و میرسند خدمتتون حتی برای ما که داریم مینویسیم. مثلا برای من وفرزاد و کسانی که در این زمینه خیلی بالاتر از ما هستند ممکنه این فکر پیش بیاد که دیگه نیازی به خوندن مطالب جدید و آموزش دیدن نداریم، اینم یه جور مقاومت و امتحانه که میتونه خیلی راحت دردسر درست کنه چون یه جمله معروف هست که میگه:شکست زمانی است که فکر کنیم به آموزش نیاز نداریم.یعنی هیشه باید دنبال مطالب جدید باشید توی هر زمینه و مقطعی که هستید.منظور من از ادامه مسیر...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 0:26 AM  توسط بهراد | 

سلام دوستان عزیزم ببخشید من چند روز نبودم جاتون خالی مسافرت به سر میبردم.توی این چند روز دسترسی به وب نداشتم زحمتش گردن فرزاد جون بود.راستی از نظر های قشنگتون خیلی ممنونم خوشحالم که با ما همراه هستید.

توی مطالب قبلم راجع به تغییر صحبت کردم و متوجه شدید که برای زندگی شاد باید الگوهای فکری منفی تغییر کنن.شما با یه تصمیم صحیح میتونید شروع به تغییر اون الگوها وباورها کنید و روند زندگیتون رو عوض کنید.دوستان عزیز من بازم تکرار میکنم قدر زندگیتون رو با هر شرایطی که دارید بدونید.ما همه ایرانی هستیم،ما همه زاده سرزمین پارس هستیم.نژادمون نژاد اصیل دنیاست.ما باید بهترین ها رو داشته باشیم ما لایق شادی وبزرگواری هستیم چون ما انسانیم،ما اشرف مخلوقات هستیم چرا خدای عزیز بعد از خلقت آدم به همه دستو داد تا به اون سجده کنند؟چرا خداوند ما رو جانشین خودش قرار داده؟تا حالا به این چیزا فکر کردید؟تا حالا فکر کردید که انسان چه قدرت هایی درونش نهفتس؟با توجیه های نادرست و اشتباه نگید که "من نمیتونم شاد باشم.دیگه زندگی من پر از غم شده.من خیلی بدبختم.من نمیدونم به کدوم مشکلم برسم و.... " شادی خیلی به شما نزدیکه اون رو حس کنید...همین الان ازتون خواهش میکنم هر فکر منفی یا مخالف که سریع بعد از خوندن جمله های من به ذهنتون میاد رو با تمام قدرت نابود کنید، هر فکر منفی که هست.این رمز موفقیت شماست.این افکار منفی همون مقاومت ها هستن که بهشون اشاره کردم.اگه به این مقاومت ها اجازه دخالت بدید وتوی تصمیم گیریهاتون سهم زیادی ماله اونا باشه به همین راحتی دارید از شادی دور میشید.بعد میگید"من نمیتونم شاد باشم"...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 11:23 AM  توسط بهراد | 

همونطور که فرزاد عزیز اشاره کرد(من هم اون رو ادامه میدم) از این به بعد تصمیم داریم راجع به فرهنگ اصیل و زیبامون هم مطلب بنویسیم.راجع به یکی از بزرگترین عشقامون.من همیشه دوست داشتم یه جا بتونم تا اونجا که میشه ارادتم رو به ایران گرانقدرم نشون بدم.الان دوست دارم از ته دلم داد بزنم ایران دوستت دارم. نمیدونید هر وقت هر جا صحبت از تاریخ باستانمون میشه یا اگه تو مطالب مختلف این قضیه به چشمم میاد،دوست دارم با جون ودل برم تو بحرش و تا اونجا که میتونم دونسته هام رو بیشتر وبیشتر کنم تا واقعآ بدونم ما چی بودیم نمیخوام همین طور الکی بشینم هی بگم کوروش ،داریوش ،اهورا و....بدون اینکه اصلآ درست بدونم اونا کی بودن یا چی کار کردن...پیرو مطالب قبل این نکته رو بگم دوستان خوب من دنبال هر مطلبی که میخواید برید سعی کنید تا اونجا که میشه در موردش چیز بدونید ودنبالش کنید این یک راز مهم برای موفقیته.تقلید کور کورانه و اینکه بدون اطلاعات فقط اسم تاریخ باستان روی زبون ما باشه هیچ چیز رو برای ما تغییر نمیده.همین الان تک تک ما باید قدر ایران گرامی خودمون رو بدونیم و با جون ودل دوسش داشته باشیم و طوری زندگی کنیم که آیندگان هم از ما همین جوری یاد کنن نه مثل مردمانی که از دیر باز دست به تخریب آثار فرهنگی و ملی ما زدن که ما ازشون به بدی یاد میکنیم.راستی من کسی رو هیچ وقت مجبور به پیروی از خودم و عقایدم نمیکنم فقط عقیده ونظرم رو در قالب پیشنهاد میگم اگه دوست دارید توجه کنید ولی مطمئنم خیلی خیلی از افراد همین الان توی کشور ما هستند که شاید بیشتر از من قلبشون برای ایران گرامی میتپه و ذره ذره وجودشون رو برای ایران تقدیم میکنن.همه برای من گرامی هستند و از ته دل دوسشون دارم.نمیدونید وقتی سرود ای ایران رو تو گوشم میشنوم وقتی دستم داره از روی عشق به ایران قلبم رو فشار میده چه احساس زیبایی دارم دلم میخواد داد بزنم پرواز کنم و...

خیلی خوشحال میشیم اگه با نظرهای زیباتون ما رو تو این موضوع هم همراهی کنید.حتمآ نتایج زیبا وقشنگی در انتظار ماست.

  1. تو همان طور زندگی میکنی که فکر میکنی
  2. باور کن تا ببینی
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 10:32 PM  توسط بهراد | 

قبل از اینکه راه حل و طرزو فکر صحیح رو براتون بگم لازمه که اول ذهن شما رو آماده پذیرش بکنم با این کار شما خیلی راحت تر میتونید مطالب رو بپذیرید.لطفآ دوستان عزیز حتمآ نظرتون رو بعد از خوندن مطالب بیان کنید یا اگه سوالی دارید بپرسید تا من بدونم تا چه حد ذهنتون آماده شده و تا اون جا که میتونم به سوالات پاسخ بدم.البته خیالتون راحت چیز خیلی پیچیده و مشکلی نمیخوام بگم منظورم از آماده شدن آشنایی بیشتر با این مسائل و درک بهتر اوناست چون میدونید هر چی آدم راجع به یه موضوع اطلاعاتش بیشتر باشه بهتر میتونه اون رو درک کنه. براتون چند تا مثال گفتم ، مثالای که الگوی رفتاری اکثر مردم هستند و توی زندگی خیلی ها وجود دارن.اگه دقت کنیم میبینیم که این الگوهای فکری منفی نتایج بدی رو توی زندگی دارن پس باید تغییر بکنن و تبدیل به الگوهای مثبت و سازنده بشن، همون چیزی که ما هدفمونه برای شما بگیم یعنی تغییر زندگی و تبدیل اون به شادی و موفقیت.گفتم تغییر،تغییر یعنی چی؟...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 3:10 PM  توسط بهراد | 

سلام توی این پست میخوام یه مطلب متفاوت بگم.البته نه خیلی متفاوت بالاخره یه جورایی ربط داره.امروز برای من یه روز خاصه، یه روز خیلی عالی.چندین سال پیش از یه همچین روزی(31تیر) دریچه دیگه ای از لطف و رحمت بیکران خداوند به نحوی جدید و تازه به روی من باز شد.توی همچین روزی خداوند به من یه نعمت بسیار با ارزش وزیبا رو عطا فرمود که من هر روز سعی وتلاشم رو بیشتر میکنم تا بهتر قدر این نعمت عزیز رو بدونم و تلاش میکنم تا از اون به دیگران هم سود ومنفعت برسونم.بله عزیزان درست حدس زدین امروز سالروز تولد منه.من از امروز بیست وسومین سال زندگیم رو شروع میکنم.خدای عزیز از 31 تیر سال 64 تا الان به من این لطف رو داشته و نعمت زیبای زندگی رو به من بخشیده و دریچه ای جدید از لطف و رحمتش به روی من باز کرده و تا هر زمان که اراده کنه اون رو برای من نگه میداره و از یه روز نعمتی بهتر و بالاتر رو به من عطا میکنه.گفتم دریچه ای جدید،چون همه ما از ازل تا ابد(قبل از اینکه به دنیا بیایم وبعد از اینکه از دنیا میریم) همواره مورد حمایت و پشتیبانی معبود هستیم و با گذشت زمان این هدایت هر روز شکل جدید و زیباتری به خودش میگیره .دوستان خوب من قدر زندگیتون رو با هر شرایطی که دارین همیشه بدونین و آگاه باشین که خداوند همیشه بهترین ها رو برای بنده هاش میخواد ولی با  شکلهای متفاوت این وظیفه من وشماست که با دیدی درست وصحیح حکمت های الهی رو از دل مواردی که در پیش روی ما قرار میده بیرون بکشیم و همواره در هر شرایطی شکر گذار باشیم.حتمآ بعدآ راجع این موارد بیشتر توضیح میدم.همتون رو دوست دارم فعلآ خدا نگهدار.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 8:10 AM  توسط بهراد | 

در آغاز صحبتم به این موضوع اشاره میکنم.همون طور که میدونید هر فردی یه ظاهر داره یه باطن،همچنین میدونید هرکاری که آدم در طول شبانه روز انجام میده دو دسته میشه :ارادی مثل خوردن،راه رفتن،صحبت کردن،… و غیر ارادی مثل هضم غذا،نفس کشیدن تو خواب،اعمال دستگاههای مختلف بدن و… به همین ترتیب (احتمالآ میدونید) هر کسی دو تا ضمیر داره که کل شخصیتش رو تشکیل میدن . اولی ضمیر خودآگاه یا هشیار که همون ظاهر آدم با فکراش، کاراش،رفتار ظاهری وآگاهنش هست ودومی که خیلی مهمتر و پر قدرت تره و اصل شخصیت و زندگی انسان  رو میسازه، ضمیر ناخودآگاه یا نیمه هشیاره.این نکته خیلی خیلی مهمه اگه نمیدونید آگاه باشید باعث همه موارد و مسائل زندگی مثل خوبی، بدی، سلامتی، بیماری، موفقیت، شادی، ناراحتی و خلاصه همه چیز هر کسی همین جناب ضمیر ناخودآگاه آدمه."یعنی چی؟"... یعنی اینکه این ضمیر مثل یه صفحه سفید تو ذهن آدم میمونه که بنا به شخصیت هر کسی یه سری جمله هایی توش نوشته میشه که همه امور زندگی  اون شخص رو رقم میزنه."خب حالا این جمله ها چی هستن؟ چطوری نوشته میشن؟"... این جمله ها...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 1:44 PM  توسط بهراد | 

َمیخوام یه مقدمه براتون بگم،اینکه چی شد که ما تصمیم به احداث این وبلاگ گرفتیم.اول یکم از خودم بگم،من یه ایرونی هستم که واسه وطنم خیلی ارزش قائلم، از زندگیم هم خیلی راضی ام(خدا رو شکر)دوست دارم بقیه آدما هم مخصوصآ همه ایرونیای عزیز مثل من شاد باشن.اکثرآ مردم رو اطرافم میبینم که دارن از زندگی مینالن همش ازش بد میگن و همیشه ناراحتن،البته همه اونایی که میبینم اینجوری نیستن آدم شاد هم خیلی دیدم.در مجموع دو دسته هستن.

حتمآ هر کدوم از شما عزیزا جزء یکی از دو دسته بالا هستین.اگه مثله من وفرزاد همیشه شادین، خوش به حالتون خدا رو شکر ان شاء ا... همیشه شاد باشین.اگه هم جزء دسته اولین یا بینابین هستین،امیدواریم یعنی دوست داریم که بتونیم تا اونجایی که بشه کمکتون کنیم(البته اگه لایق بدونین)تا شما هم همیشه شاد با شین.خلاصه بگم میخوایم براتون راز شاد زیستن رو بگیم،اینکه چجوری همیشه شاد و موفق زندگی کنید.

این چیزایی که من میخوام بگم نصف بیشترش از تجربه های خودمه از چیزایی که تو زندگیم به چشم دیدم،بقیش رو هم از کتابا یا مطالبی که از جاهای مختلف خوندم میگم.فرزاد جان هم روش خودشو داره که از زبون خودش بشنوین بهتره.در واقع ما قصد داریم یه هدف رو با دو بیان براتون بگیم.کم کم که جلوتر بریم بیشتر متوجه میشین.شاید بعضی ها بگن "ای بابا اینم دلش خوشه، خودش اصلآ غم و غصه بدبختی نداره،الکی خوشه،فکر میکنه ما هم این جوریم" شاید بگین "زندگیمون خیلی سخته با این حرفا که درست نمیشه آخه با چهار کلام حرف که نمیشه زندگی رو درست کرد"،نه اشتباه نکنین،دقیقآ همین خود شما هستین تکرار میکنم دقیقآ خود شما هستین که زندگیتون رو میسازین،با فکر و باورتون.فقط کافیه خودتون رو قبول کنین و باور داشته باشین که شما هم میتونین شاد و موفق زندگی کنین.

راجع به این موضوع زیاد مطلب هست شاید شما هم حرفای مختلف زیاد شنیدین وبگین "خسته شدیم از بس این چیزا رو شنیدیم،فایده نداره"چرا فایده داره خیلی هم زیاد،ولی بازم میگم همه چیه زندگی به خودتون و طرز فکرتون بستگی داره .ما خودمون همه اینارو تجربه کردیم همشون رو تو زندگی دیدیم کاملآ برامون اتفاق افتاده.ما که از اول اینجور نبودیم،خود من خیلی شرایط سختی رو واسه خودم درست کرده بودم خیلی زود اعصابم میریخت بهم ولی از وقتی به لطف خدای عزیز توی این راه اومدم خیلی خیلی زندگیم عوض شد هم من هم فرزاد.به همین دلیل الان داریم مینویسیم بیکار که نبودیم بیایم چیزی رو ندیدیم ونمیدونیم سر هم کنیم .ما به نتیجه رسیدیم و الان داریم لذت میبریم از زندگی و شاد هستیم با فرزاد حرف زدیم وگفتیم "چرا فقط این شادی برای ما باشه؟چرا بقیه ازش سهم نداشته باشن؟"خلاصه اینجوری شد که الان در خدمتتون هستیم.

شما با ما همراه باشین مطمئنآ نتایج زیبایی میگیرین،مطمئنآ.من حرف زیاد واسه گفتن دارم ولی همه رو نمیشه الان بگم.کم کم حتمآ میگم چون یه اصل مهم میگه که تغییر کردن نیازمند گذر زمان است وباید صبور باشین.من دو تا شعار دارم آخر هر مطلبی(هر پستی)که میگم این دو تا رو مینویسم تا همیشه جلوی چشم باشه چون خیلی مهم هستن.همتون رو دوست دارم ودلم میخواد همه مردم مخصوصآ ایرونی ها هر جا که هستن همیشه شاد وموفق باشن واما دو شعار:

1-     تو همان طور زندگی میکنی که فکر میکنی

2-     باور کن تا ببینی

+ نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت 1:1 AM  توسط بهراد | 

سلام به همه دوستان عزیز

من بهراد،۲۲ساله دانشجوی برق،هستم. با دوست عزیزم فرزاد کار نویسندگی این وبلاگ رو انجام میدیم.امیدوارم که بتونیم با کمک خدای عزیز شادی و موفقیت رو تو زندگی همه شما وارد کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 0:44 AM  توسط بهراد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

سلام خیلی خوش آمدید.این وبلاگ به بیان راه ها و رازهای شاد زندگی کردن و تغییر زندگی به گونه ای ایده آل می پردازد.امیدواریم از خواندن آن راضی وخشنود باشید.خواهشمندیم نظرات , انتقادات و پیشنهادات ارزشمند خود را حتمآ برای ما بیان بفرمایید تا در جهت ارتقای سطح کیفی وکمی وبلاگ به کار بگیریم. دوستان عزیز هر سوالی که دارید میتوانید از طریق بخش نظر ها و همچنینID و ایمیل بپرسید پاسخ برای ID شما ارسال خواهد شد.در بخش نظرهادر صورت لزوم پاسخ به عنوان نظر جدید و با نام نویسنده ثبت میگردد.با تشکر فراوان

نویسندگان وبلاگ
behrad_2791@yahoo.com farzad_fatemi2003@yahoo.com


نوشته های پیشین
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
مطالب مهم وبلاگ
عمومی
غزلسرا
ایران زمین
خداشناسی
نویسندگان
بهراد
فرزاد
پیوندها
نهایت عشق(علی)
دختر ماه(سارا)
یه آسمون ستاره(مونا)
پرواز عشق(اریکا)
من عاشق تو هستم (الهه)
خیمه عشق(آمنه)
آشیانه عشق(مهشید)
دختر بارونی
عشق یک مفهوم بی اماست(ایرسا)
صحبت از امتداد یک درد است(بهار)
سلطان قلب عاشقم تویی(غزال)
اشکی از جنس خدا(مرجان)
عشق یعنی خدا(گلناز)
مای النا سیتی شهر دلان(النا)
یاس(عسل)
عاشقان عشق را فخر می فروشند؛ارزانش مفروش(سپیده)
جاوگر هنوز زنده است(مهسا)
آمار وبلاگ