تبليغاتX
چگونه همیشه شاد وموفق زندگی کنیم
روش های شاد زندگی کردن وطرز تفکر صحیح در زندگی

همون طور که گفته بودم الان هستم تا قسمت دوم بخشش رو براتون بگم.

ببینید همه ما داریم به بهترین شیوه ای که بلدیم زندگی می کنیم .خب ممکنه توی این راه بعضی جاها اشتباه کرده باشیم،بعضی موقع ها اطلاعات کافی نداشتیم یا هر چیزه دیگه.به هر حال مسیر زندگی رو اون طوری که بلد بودیم طی کردیم. پدر و مادر هم ما رو به بهترین روشی که بلد بودند تربیت کردند . شاید خیلی ها دلیل همه مشکلات و ناکامی هایی که تو زندگی دارن رو پدرو مادرشون میدونن و مدام اون ها رو سرزنش می کنن.به نظر من سرزنش کردن ابدی اونا خیلی بی انصافیه ، تازه یه کاره بیهوده و مخرب هم هست.

انگار بعضی ها اصلا نمی تونن پدر و مادرشون رو ببخشن و می خوان به والدینشون ثابت کنن که کارشون رو خیلی بد انجام دادن!! ... شاید این تفکر پیش بیاد که " حالا تو خودت مشکل ما رو نداری فکر میکنی ما راحت می تونیم با این مشکل کنار بیایم، ما دیگه این جوری بار اومدیم تقصیر اوناس کاریش نمیشه کرد."....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 11:21 PM  توسط بهراد | 

با سلام خدمت همه دوستای گلم و عرض معذرت به خاطر این غیبت صغری ببخشید ...

همونطور که از اسم پست معلومه ، امروز می خوام در مورد بخشش یه چیزایی بگم. خب این کلمه رو که تا حالا شنیدید و حتما تا الان موارد زیادی از اون رو تجربه کردید. من مثل همیشه قصد دارم یکم  بیشتر توضیح بدم.

اگه یادتون باشه ما یه پست در مورد زندگی کردن تو زمان حال و اینکه خودمون رو خیلی درگیر گذشته و آینده نکنیم داشتیم. تصمیم به بخشش خودتون یا بقیه تایید کننده اینه که شما دارید تو حال زندگی می کنید و خیلی اجازه نمیدید که اتفاقات گذشته روی زندگی حالا تاثیر بذاره.شاید تا حالا این جمله ها رو شنیدید " هیچ وقت فلانی رو به خاطر اون کارش نمی بخشم " یا " من نمی تونم خودم رو ببخشم" ... اگه ما به خاطر کاری که قبلا کسی کرده و باعث ناراحتی یا ایجاد یه مشکل واسه ما شده نخوایم اصلا اون رو ببخشیم ، در واقع داریم به خودمون می گیم " من اصلا نمی خوام اوضاع بهتر بشه .من ترجیح می دم تو گذشته هام زندگی کنم تا بتونم بقیه یا خودم رو به خاطرش سرزنش کنم " یعنی توی هر مشکلی هی می گردیم مقصر و گناه کار رو پیدا کنیم که اون رو مورد سرزنش قرار بدیم . فکر می کنید این کار چه سودی واسه ما داره؟؟؟ هیچی ، تازه با این کار درد و رنج روحی بیشتری رو نصیب خودمون می کنیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 11:52 AM  توسط بهراد | 

توی مساله بیماری و طرز فکر ،اصلا بحث گول زدن نیست حواستون باشه خیلی ها به خاطر همین که میگن این حرفا و تلقین ها الکیه و گول زدن خود آدمه از خیلی مسائل زیبا بی بهره میشن، هی میگه: من دارم واقعیت رو میگم خب وقتی گلوم داره از درد بیچارم میکنه یا سرم داره تو تب میسوزه، نمیتونم چشمم رو ببندم بگم حالم خوبه، میتونم؟.

بله میتونی چرا که نه؟با همین فکر کم کم خوب میشی. انسان هر کاری میتونه انجام بده امتحان کنید، مثلا طرف یه جا بیرون رفته حالا داره سوز میاد به جای اینکه هی بگه (صدایی که وقتی سردمونه در میاریم )وای مُردم الانه که برم خونه بیفتم تو رخت خواب، وای الان دماغم شرشرخب چه انتظاری داره؟ معلومه با این دید آدم مریض میشه.من نمیگم برید بیرون تو چله زمستون بگید به به چه هوای گرمیه ،نه، اگه مجبورید بیرون باشید نیازی نیست رو سرمای هوا متمرکز داشته باشید، بیخیال، چون همین توجه سرما رو پررو میکنه بر عکسش واسه گرما هم هست....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 11:40 PM  توسط بهراد | 

همون طور که میدونید و قبول دارید سلامتی بزرگترین نعمتی هست که خداوند بهمون بخشیده. ولی درکنار سلامتی ،بیماری هم وجود داره. فکر میکنید چرا؟ مگه نمیگیم همه چیزهایی که خدا تو دنیا قرار داده خوبه، بیماری و مریضی کجاش خوبه؟

 میشه چند تا دلیل براش گفت که به نظر من و خیلی ها مهمترینش اینه که آدم قدر سلامتیش رو بدونه چون خیلی با ارزشه، بهتر از هرچیزی( پول ،غذا، علم،...)یا یه دلیله دیگه این که بیماری میتونه سزای دنیوی یه کار بدی باشه که کردیم که با این بیماری پاک میشه و خیلی علت های دیگه که شاید ما نمیدونیم ولی وجود داره. پس میشه فهمید که با این دید بیماری هم برای آدم درسه و فایده داره.یادتون باشه ممکنه بیماری هر علتی داشته باشه فقط توی همین دو موردی که گفتم دنبال دلیل نگردید!!!!

سلامتی جسم  بازتاب سلامت روحی  آدماست.یعنی ممکنه آدم روحش آزرده و ناراحت باشه و این در قالب بیماری جسمی نمود پیدا کنه،این خیلی مهمه، خیلی از بیماری های سخت جسمی ناشی از همین فکرای آدم و فشارای عصبی و بیخودی که به خودش میاره هستن...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 2:21 PM  توسط بهراد | 

 قبل از هر چیز مراتب معذرت خواهی رو از جانب خودم و فرزاد به سمع و نظر همه دوستان عزیزم میرسونم.

یکم دیر شده ولی راستش رو بخواید همچین یه مقدار، نه خیلی مقدار، تو کوچه پس کوچه های درس و دانشگاه دور خودمون دوران میکنیم. قصد ندارم  توجیه الکی کنم یا درس رو بهونه کنم صادقانه میگم.خیر سرمون سال آخریم اگه پامون بلغزه.........

تازه پایان نامه هم سلام میرسونه و التماس دعا داره(هنوز هیچ کاری براش نکردم).....ای بابا اینا که چیزی نیست هنوز اصلی رو نگفتم،با اجازتون امسال بهمن کنکوری هم هستیم.دیگه خودتون حساب کنید...(برامون دعا کنید)

راستی اینم بگم شاید بعضی ها فکر کردن ما دیگه بی خیال وب شدیم،باید اینم عرض کنم که خیر این طور نیست ما شور وحرارتمون سر جاش هست،باور کنید چند وقته میخوام این حرفا رو بگم ولی یا یادم میره یا نمیرسم یا هر دلیلِ دیگه... کار نداریم به هر حال جور شد.میدونم توی این مدت همتون خیلی بهمون لطف داشتید و بهمون سر میزدید (با این که ما مطلب جدید آپ نکردیم) به خاطر همین واقعا ازتون تشکر میکنیم و سعی میکنیم با مطلب های بهتر جبران کنیم.

البته میدونم این مطالب براتون  نون و آب نمیشه ولی خب میتونه باعث بشه که نبودمون رو ببخشید ،تازه یه دست گرمی شد واسه این که دوباره شروع به نوشتن کنم. ایشالا سعی میکنیم یه مقدار زودتر آپ کنیم تا جواب محبت عزیزانی که بهمون سر میزنن رو بدیم.

1.      تو همان طور زندگی میکنی که فکر میکنی

2.      باور کن تا ببینی

+ نوشته شده در  جمعه 9 آذر1386ساعت 10:27 PM  توسط بهراد | 

بذارید صحبتم را با چند تا سوال شروع کنم.لطفا صادقانه به خودتون جواب بدید.تا حالا چند بار به خاطر افسوس و اشتباه گذشته ها خودمون رو سرزنش کردیم و اوقات زندگیمون رو خراب کردیم.چند نفر رو می شناسید که به خاطر یه اشتباه یا یه شکست تو زندگیشون هیچوقت نتونستن خودشون رو ببخشن یا دیگه هیچوقت جرات نکردن دست به کاری بزنن.خیلی از ماها هم که همیشه تو فکر (یا بهتر بگم ترس و دلهره )آینده ایم.اینکه آینده چی میشه. چه اتفاقاتی ممکن در آینده پیش بیاد.خیلی هامون هم رفتیم یه حساب پس انداز باز کردیم و هر چی در می یاریم می ریزیم توی این حساب واسه روز مبادا !!!. تا حالا شده از خودتون بپرسید این روز مبادا کی هست؟چرا تا حالا پیش نیومده ؟ اشتباه نشه منو با آینده نگری مخالف نیستم بلکه اون رو لازم هم می دونم.منظور من فنا کردن امروز واسه آیندست.

ما همیشه یاد گرفتیم که بگیم می خوام آیندم رو بسازم ولی چه جوریش رو کسی یادمون نداده. اصلا این آینده کِی هست؟ فردا ، کِی هست؟ فکر می کنید در آینده چه معجزه ای ممکنِ اتفاق بیفته؟نه باور کنید فردا ما هم مثل امروز و دیروز ما خواهد بود مگر اینکه همین امروز،همین الان رو دریابیم و آیند رو روی امروز بنا کنیم.بقول یه جمله معروف که میگه: (حال تمام چیزی است که داریم ) . آره دوستان من بیاید امروز رو در یابید.توی حال زندگی کنید.شکست ها فقط به عنوان یه تجربه واستون ارزش داشته باشن تا اشتباهات گذشته رو تکرار نکنید.فقط همین. باور داشته باشید آینده روشن مال شماست اگر امروز رو از دست ندیدو با تجربه دیروز شروع به ساختن فردا کنید.و از زندگیتون،از لحظه ای که در اون هستید لذت ببرید و نهایت استفاده رو بکنید و غصه چیزی که هنوز نیومده رو نخورید و خودتون رو بخاطرش عذاب ندید.اینقدر بزرگوار باشید که خودتون رو به خاطر اشتباهاتتون ببخشید. بیاد داشته باشید زندگی با ارزش ترین داشته ماست. پس باید از هر لحظه اون نهایت استفاده رو بکنیم به قول حافظ که می گه:

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

                                                           کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

پیوند عمر بسته به مویی است هوش دار

                                                          غمخوار خویش باش غم  روزگار  چیست  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 4:8 AM  توسط فرزاد | 

قبل از اینکه راه حل و طرزو فکر صحیح رو براتون بگم لازمه که اول ذهن شما رو آماده پذیرش بکنم با این کار شما خیلی راحت تر میتونید مطالب رو بپذیرید.لطفآ دوستان عزیز حتمآ نظرتون رو بعد از خوندن مطالب بیان کنید یا اگه سوالی دارید بپرسید تا من بدونم تا چه حد ذهنتون آماده شده و تا اون جا که میتونم به سوالات پاسخ بدم.البته خیالتون راحت چیز خیلی پیچیده و مشکلی نمیخوام بگم منظورم از آماده شدن آشنایی بیشتر با این مسائل و درک بهتر اوناست چون میدونید هر چی آدم راجع به یه موضوع اطلاعاتش بیشتر باشه بهتر میتونه اون رو درک کنه. براتون چند تا مثال گفتم ، مثالای که الگوی رفتاری اکثر مردم هستند و توی زندگی خیلی ها وجود دارن.اگه دقت کنیم میبینیم که این الگوهای فکری منفی نتایج بدی رو توی زندگی دارن پس باید تغییر بکنن و تبدیل به الگوهای مثبت و سازنده بشن، همون چیزی که ما هدفمونه برای شما بگیم یعنی تغییر زندگی و تبدیل اون به شادی و موفقیت.گفتم تغییر،تغییر یعنی چی؟...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 3:10 PM  توسط بهراد | 

سلام توی این پست میخوام یه مطلب متفاوت بگم.البته نه خیلی متفاوت بالاخره یه جورایی ربط داره.امروز برای من یه روز خاصه، یه روز خیلی عالی.چندین سال پیش از یه همچین روزی(31تیر) دریچه دیگه ای از لطف و رحمت بیکران خداوند به نحوی جدید و تازه به روی من باز شد.توی همچین روزی خداوند به من یه نعمت بسیار با ارزش وزیبا رو عطا فرمود که من هر روز سعی وتلاشم رو بیشتر میکنم تا بهتر قدر این نعمت عزیز رو بدونم و تلاش میکنم تا از اون به دیگران هم سود ومنفعت برسونم.بله عزیزان درست حدس زدین امروز سالروز تولد منه.من از امروز بیست وسومین سال زندگیم رو شروع میکنم.خدای عزیز از 31 تیر سال 64 تا الان به من این لطف رو داشته و نعمت زیبای زندگی رو به من بخشیده و دریچه ای جدید از لطف و رحمتش به روی من باز کرده و تا هر زمان که اراده کنه اون رو برای من نگه میداره و از یه روز نعمتی بهتر و بالاتر رو به من عطا میکنه.گفتم دریچه ای جدید،چون همه ما از ازل تا ابد(قبل از اینکه به دنیا بیایم وبعد از اینکه از دنیا میریم) همواره مورد حمایت و پشتیبانی معبود هستیم و با گذشت زمان این هدایت هر روز شکل جدید و زیباتری به خودش میگیره .دوستان خوب من قدر زندگیتون رو با هر شرایطی که دارین همیشه بدونین و آگاه باشین که خداوند همیشه بهترین ها رو برای بنده هاش میخواد ولی با  شکلهای متفاوت این وظیفه من وشماست که با دیدی درست وصحیح حکمت های الهی رو از دل مواردی که در پیش روی ما قرار میده بیرون بکشیم و همواره در هر شرایطی شکر گذار باشیم.حتمآ بعدآ راجع این موارد بیشتر توضیح میدم.همتون رو دوست دارم فعلآ خدا نگهدار.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 8:10 AM  توسط بهراد | 

میخوام یه کم درباره خودم ، عقایدم وگذشته ام براتون بگم.ولی لطفا همشو بخونید. شاید خیلی ها وقتی وبلاگ ما رو میخونن بگن اینا خیلی دلشون خوشه.این حرفا فقط مال توی کتابهاست. اینا هیچ مشکلی تو زندگیشون ندارن. نه به خدا اینجوری هم نیست.همه ما مشکلات خاص خودمون رو داریم.حالا کم یا زیاد.ولی مهم مشکلات نیست .مهم طرز برخورد و تفکر شما در کنار اومدن با اون مشکله.من خودم تا چهار سال پیش زندگیم خیلی متفاوت بود.پر از نا امیدی و نگرانی.تا اینکه یه روز...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 2:13 AM  توسط فرزاد | 

فکر کنم بهترِ چند نمونه از سخنان بزرگان رو واستون بگم تا ببینید نظر اونا درباره شادی چیه:

 * غم دنیا چند خوری باده بخور حیف باشد دل دانا که مشوش باشد (حافظ)

* ساقیا برخیز ودر ده جام را خاک بر سر کن غم ایام را (حافظ)

* نخستین راه مستقیم به سوی خداوند نیایش است دومین راه شادی.( پائولو کو ئیلیو)

* در دنیا هیچ چیز کاملا خطایی وجود ندارد،حتی یک ساعت خراب هم می تواند دوبار در روز وقت را دقیق نشان دهد.

 * سردترین و تاریکترین لحظه درست قبل از سپیده است. اینا رو گفتم که بدونید این حرفا رو فقط ما نمی گیم .مال امروز هم نیست.قانونی که در جهان خلقت وجود داره.وتمامی انسانهای موفق و بزرگ ازش بهره گرفتن.

+ نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت 2:23 AM  توسط فرزاد | 

سلامی چو بوی خوش آشنایی    بر آن مردم دیده روشنایی

من فرزاد هستم ۲۲ سالمه دانشجوی مکانیک.با دوست عزیزتر از جونم بهراد تصمیم داریم  تا اونجایی که میتونیم زندگی همه رو پر از شادی وموفقیت بکنیم.با ما همراه باشین.

+ نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت 0:57 AM  توسط فرزاد | 

سلام به همه دوستان عزیز

من بهراد،۲۲ساله دانشجوی برق،هستم. با دوست عزیزم فرزاد کار نویسندگی این وبلاگ رو انجام میدیم.امیدوارم که بتونیم با کمک خدای عزیز شادی و موفقیت رو تو زندگی همه شما وارد کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 0:44 AM  توسط بهراد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

سلام خیلی خوش آمدید.این وبلاگ به بیان راه ها و رازهای شاد زندگی کردن و تغییر زندگی به گونه ای ایده آل می پردازد.امیدواریم از خواندن آن راضی وخشنود باشید.خواهشمندیم نظرات , انتقادات و پیشنهادات ارزشمند خود را حتمآ برای ما بیان بفرمایید تا در جهت ارتقای سطح کیفی وکمی وبلاگ به کار بگیریم. دوستان عزیز هر سوالی که دارید میتوانید از طریق بخش نظر ها و همچنینID و ایمیل بپرسید پاسخ برای ID شما ارسال خواهد شد.در بخش نظرهادر صورت لزوم پاسخ به عنوان نظر جدید و با نام نویسنده ثبت میگردد.با تشکر فراوان

نویسندگان وبلاگ
behrad_2791@yahoo.com farzad_fatemi2003@yahoo.com


نوشته های پیشین
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
مطالب مهم وبلاگ
عمومی
غزلسرا
ایران زمین
خداشناسی
نویسندگان
بهراد
فرزاد
پیوندها
نهایت عشق(علی)
دختر ماه(سارا)
یه آسمون ستاره(مونا)
پرواز عشق(اریکا)
من عاشق تو هستم (الهه)
خیمه عشق(آمنه)
آشیانه عشق(مهشید)
دختر بارونی
عشق یک مفهوم بی اماست(ایرسا)
صحبت از امتداد یک درد است(بهار)
سلطان قلب عاشقم تویی(غزال)
اشکی از جنس خدا(مرجان)
عشق یعنی خدا(گلناز)
مای النا سیتی شهر دلان(النا)
یاس(عسل)
عاشقان عشق را فخر می فروشند؛ارزانش مفروش(سپیده)
جاوگر هنوز زنده است(مهسا)
آمار وبلاگ