تبليغاتX
چگونه همیشه شاد وموفق زندگی کنیم - نزدیکی به خداوند 3
روش های شاد زندگی کردن وطرز تفکر صحیح در زندگی

خب تا الان با هم دو قسمت از پست نزدیکی به خداوند رو گذروندیم که این دو قسمت مربوط به خود ما بود یابه عبارتی بین هر شخص و خداوند بود و به کسی کاری نداشتیم..."مگه افراددیگه تونزدیکی ما به خدا موثر دارن؟؟؟؟"...بله جواب مثبته. ببینید هر انسانی توی زندگی دو نوع رابطه داره یکی رابطه با خداوند عزیز و یکی هم با افراد دیگه، که اگه این دو رابطه رو به صورت بسیار زیبا داشته باشه به اون هدفی که ما الان مد نظرمونه،یعنی نزدیکی به خداوند، میتونه خیلی راحت دست پیدا کنه.همونطور که عرض گردید دو پست قبل مربوط به رابطه اول بود و اما این قسمت که به نظر من خیلی مهمتره رابطه و طرز برخورد با افراد دیگه هست.اگه یکی با مردم خوش برخورد نباشه یا انسانیت نداشته باشه هیچ وقت نمیتونه با خداوند رابطه خوبی داشته باشه و بهش نزدیک بشه. به قولی این دو نوع رابطه یه جورایی دو طرفه به هم  مربوط میشن یعنی بدونه یکی ،دومی یا به وجود نمیاد یا ارزشی نداره.

زیاد با مقدمه وقت رو نمیگیرم تا بیشتر به قسمت اصلی بپردازیم.خب دو تا سوال اساسی:"چطور میشه با بقیه خوش برخورد باشیم؟اصلا منظور از برخورد خوب به طور دقیق چیه؟؟" چیزای ساده ای که همه در جواب این دو سوال رو میدن قبول دارم مثلا این که راست و درست باشیم منصف باشیم دزدی بده دروغگو دشمن خداست ....  ولی خب اینا چیزایی هستن که نه من قصد دارم بگم نه شما نیاز به گفتن من دارید...ببینید ما گفتیم هر انسانی حقش اینه که تو زندگی شاد و موفق باشه ولی گفتم نه هر شادی ، یعنی اگه این شادی به قیمت آزار و اذیت افراد دیگه باشه (حالا به هر طریقی) اولین کسی که شدیدا باهاش بر خورد میکنه، خود من هستم. ما باید طوری با مردم برخورد کنیم که در حالی که شاد هستیم این موضوع رو به اونا هم انتقال بدیم نه این که با این شادی باعث ناراحتیشون بشیم. کسی که میره یه جا دزدی، وقتی کارش تموم میشه خب هم شاده هم موفق ولی ... یا کسی که با مردم با داد و فریاد و بی احترامی صحبت میکنه شاید پیش خودش اولش یه حس راحتی داره ولی بااین کار یه عده رو ناراحت کرده ...یا مثالای دیگه.

همونطور که میدونید خداوند روی مساله حق الناس خیلی حساسه و اگه کسی در حق کسی ناحقی کنه ازش نمیگذره. ما باید این اصل رو در دستور کار خودمون توی روابط با بقیه قرار بدیم ، البته نه به خاطر ترس از خدا بلکه به خاطر دل خودمون ، یعنی واقعا از ته دل بخوایم که با مردم خوش برخورد باشیم و بهشون کمک کنیم. من الان کاری به اجر و ثواب و از این حرفا ندارم چون معتقدم آدم هر کار خوبی که میکنه واسه دل خودش باید بکنه ، واسه نزدیکی به خدا.البته منظورم این نیست که یکی بگه من به فلانی کمک میکنم واسه نزدیکی به خدا...چطور بگم...ما باید کار خوب یا کمکی که میخوایم بکنیم رو خودمون دوست داشته باشیم ،باید بهش عشق بورزیم.ما خدا رو به خاطر خودش دوست داریم نه به خاطر ثواب و بهشت و این چیزا..... این میشه بر خورد خوب با مردم ،این میشه راه نزدیکی به خداوند.

وقتی سر هر چیزی یه اختلاف با یکی داریم و میتونیم با صحبت آروم و منطقی حلش کنیم چرا داد و بیداد؟؟؟؟؟؟؟ وقتی یکی کارمند یه ادارست و میتونه کار مردم رو راه بندازه چرا امروز وفردا؟؟؟؟(اینا رو نمیگم واسه حسرت جامعه خودمون رو خوردن ها ، میگم اگه خودمون یه چیزی شدیم حواسمون باشه...)به همین راحتی داریم با مردم خوب برخورد میکنیم به همین راحتی داریم به خداجون نزدیک میشیم. خیلی کار راحتیه ، باور کنید با امتحانش خیلی احساس خوبی پیدا میکنید. (امتحانه برخورد خوب با مردم ، احترام گذاشتن به حقوق بقیه و کمک کردن در حد توان و...) کم کم بهش عادت میکنیم و این میشه برنامه زندگیمون .البته یه نکته خیلی خیلی مهم هم هست :افراط توی هر کاری مضر است.

مطلب دیگه ای که اینجا ارزش داره و میتونه درجه انسانیت رو بسیار بالا ببره مساله گذشت هست،که ازش به عنوان دگر خواهی هم یاد میکنن...خب همه ما یه چیزایی راجع به گذشت شنیدیم و شاید تا حدودی هم خیلی ها این کار رو انجام میدن. ببینید از خود گذشتن به خاطر یه انسان دیگه شاید به ظاهر یه مساله کلیشه ای به نظر بیاد ولی باور کنید همین عمل آنچنان میتونه روح آدم رو مترقی کنه که شاید در قالب جمله نیاد...

یه چیزی رو راحت میگم :خیلی از ماها بیشتر راحتی رو واسه خودمون میخوایم ، آرامش رو واسه خودمون میخوایم ،خودمونی بگم چشم نداریم ببینیم فلانی راحته و ما ......قصد ندارم مثال بزنم واسه گذشت ،شاید با مثال موارد انجامش به نظر محدود بیاد ولی اینو میگم از همین موارد ساده مثل گذشت تو آب خوردن شروع میشه تا گذشتن از پول به خاطر دوست ، فامیل نمیدونم کسی که واقعا نیاز داره.اون احساس خیلی خوبی که بعد از گذشت آدم پیدا میکنه شاید کمترین امتیازیه که این کار در بر داره و خیلی مزیت های دنیوی و معنوی که مهمترینش نزدیکی بیشتر به خداوند بزرگواره، همونی که خیلی راحت از گناه بنده هاش که واقعا میخوان به سمتش برن میگذره. چه خوبه که ما هم کینه ای نباشیم تا اونجا که میتونیم و جا داره از خطای بقیه بگذریم و فراموش کنیم .مگه ما نمیخوایم به خدا جون نزدیکتر بشیم خب پس باید سعی کنیم تا اونجا که میتونیم خدا رو بشناسیم و تو مسیری که اون میخواد حرکت کنیم.

در اینجا یک نکته حائز اهمیت است و اون همونه که چند خط بالا تر گفتم و تکرار میکنم : افراط توی هر کاری مضر است.

حالا من میگم گذشت ولی قرار نیست آدم تو سری خور و مظلوم از آب در بیاد که . حقمون رو دنبالش هستیم ولی تا اونجا که مشکل عمده برامون ایجاد نمیشه یا چیزای سطحیه میتونیم گذشت هم داشته باشیم.دیگه هر کسی بستگی به کَرمش داره فقط بازم تاکید میکنم همه چیز حدی داره حتی همین گذشت....نزدیکی به خداوند راه و روش زیاد داره از هر چیزی میشه استفاده کرد فقط کم کم بایدواسمون جابیفته،فقط گفتن و شنیدن کفایت نمیکنه.خودتون رو بشناسید و به گوهر وجودتون پی ببرید.

 خب بالاخره این پست هم تموم شد.ببخشید خیلی دیر آپ کردم (هنوزم امتحانام تموم نشده!!) به هر حال خیلی ممنون که با ما هستید و در نبود ما هم به ما سر میزنید.

شاد بودن را درون خود جستجو کنید.

بزرگترین شادی نزدیکی به خداوند است.

+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 12:42 PM  توسط بهراد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

سلام خیلی خوش آمدید.این وبلاگ به بیان راه ها و رازهای شاد زندگی کردن و تغییر زندگی به گونه ای ایده آل می پردازد.امیدواریم از خواندن آن راضی وخشنود باشید.خواهشمندیم نظرات , انتقادات و پیشنهادات ارزشمند خود را حتمآ برای ما بیان بفرمایید تا در جهت ارتقای سطح کیفی وکمی وبلاگ به کار بگیریم. دوستان عزیز هر سوالی که دارید میتوانید از طریق بخش نظر ها و همچنینID و ایمیل بپرسید پاسخ برای ID شما ارسال خواهد شد.در بخش نظرهادر صورت لزوم پاسخ به عنوان نظر جدید و با نام نویسنده ثبت میگردد.با تشکر فراوان

نویسندگان وبلاگ
behrad_2791@yahoo.com farzad_fatemi2003@yahoo.com


نوشته های پیشین
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
مطالب مهم وبلاگ
عمومی
غزلسرا
ایران زمین
خداشناسی
نویسندگان
بهراد
فرزاد
پیوندها
نهایت عشق(علی)
دختر ماه(سارا)
یه آسمون ستاره(مونا)
پرواز عشق(اریکا)
من عاشق تو هستم (الهه)
خیمه عشق(آمنه)
آشیانه عشق(مهشید)
دختر بارونی
عشق یک مفهوم بی اماست(ایرسا)
صحبت از امتداد یک درد است(بهار)
سلطان قلب عاشقم تویی(غزال)
اشکی از جنس خدا(مرجان)
عشق یعنی خدا(گلناز)
مای النا سیتی شهر دلان(النا)
یاس(عسل)
عاشقان عشق را فخر می فروشند؛ارزانش مفروش(سپیده)
جاوگر هنوز زنده است(مهسا)
آمار وبلاگ